a وبلاگ نمایندگی سمنان - کارگاه آموزشی عمومی + تولد هفتمین سال مسافر میثم..
از اینکه از وبلاگ سمنان بازدید نموده اید، متشکریم... شما هم می توانید برای درمان قطعی اعتیاد و سیگار به کنگره ۶۰ نمایندگی سمنان مراجعه نمایید.آدرس : سمنان ،بلوار حکیم الهی (محلات) ،شماره تماس: 09361047633 علی عربی
کارگاه آموزشی عمومی + تولد هفتمین سال مسافر میثم..
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 ساعت 23:45 | نوشته ‌شده به دست علی عربی | ( نظرات )

جلسه هشتم  از دور سی چهارم  سری کارگاه‌های آموزشی عمومی  کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای پنج شنبه  با استادی  مسافر آقای قاسم و نگهبانی مسافر آقای علی و دبیری  مسافر  آقای مهدی با دستور جلسه  "الهام از رمضان" در تاریخ 97/02/20 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

sfv_img_0002_aliarabi.jpg

در ادامه  مراسم تولد هفتمین سال آزاد مردی کمک راهنما محترم ؛ مسافر  آقای میثم را با شکوه فراوان در کنار هم .جشن گرفتیم


صفت یادگرفتن که در من نبود  آن را در من شکوفا کرد و ممنونم از آقا قاسم که توانست مرا تبدیل کند.



خلاصه سخنان استاد :

از نگهبان محترم علی آقا تشکر میکنم که به من فرصت داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.

چشمان باز را ببندید و دریچه‌های قلب را بازنمایید آنگاه خواهید دید که قدم‌هایتان به سویی می‌روند که روزی از آن راه به زمین آمدید پس خوب گوش کنید تا صداها را بشنوید تا در اعماق وجودتان قبله را یابید.

خدا را شاکرم که در این دستور جلسه در خدمت شما هستم و فرارسیدن این ماه عزیز را به شما تبریک می‌گوییم. درکی که من از این دستور جلسه گرفتم را مختصر و مفید انتقال می دهم امروز جشن تولد داریم و سعی می‌کنیم وقت رعایت کنیم ماه رمضان ماه تحول٬ تربیت جسم ٬پرورش نفس ٬تزکیه و پالایش ٬ و تصفیه‌حساب ٬اعتدال است و همه‌ی این معانی و مفاهیم در شروع در این ماه می‌توانیم معنا ببخشیم؛ اما برای شخص من ٬خارج از عقاید و اعتقادات ٬و تملقات و تحرکات احساسی ٬ سه پارامتر را در ذهن خودم تداعی کرد و برای بنده ارزشمند است. 

کلام وحی اولین جز از کتاب راهنمای بشر در این ماه نازل‌شده است دوم اینکه  ٬گشوده شدن درهای الهامات دریچه‌های قلب و اندیشه‌های بنیان‌گذار کنگره ۶۰ ٬جناب آقای مهندس دژاکام و تصویب و ابداع روش DST ٬ توسط نگهبان فقیه. سومین پارامتر٬آغاز سفر تدریجی خودم در سال ۸۵ که این هم از عنایت و لطف خداوند بود و من واقعاً به خودم می‌بالم که شروع سفرم در این ماه بود. بزرگان و فلاسفه مذهب در ارتباط با این ماه٬ احادیث و روایات بسیاری گفتند.اما خارج از بحث‌های مذهبی و به نقل از جناب مهندس ٬رمضان برای این جمعیت کنگره 60 یعنی: همه‌ چیز و ما در این جمعیت با این ماه به موضوعات خیلی زیادی رسیدیم. نکته‌ی خیلی مهم برای سفر اولی ها و من همیشه در لژیون هم توصیه می‌کردم ٬اولویت و مهم‌ترین چیزی است که برای یک فرد مصرف‌کننده یا بیمار وجود دارد باید دارو را سروقت و منظم مصرف کند. ما حتی از مراجع تقلید هم حکم داریم که شخص باوجود بیماری ٬ مسائل درمانی برایش مهم‌تر است. به نقل از مولای متقیان علی «ع». اگر مستحبات به واجبات ضرر رساند٬ باید ترک آن واجب گردد و به عقیده‌ی خودم من بحث درمان برای یک سفر اولی ٬ در اولویت قرار دارد. همانطوری که راهنما به رهجو می گویید در این ماه شخص باید داروی خودش را  مصرف کند. خود مهندس در این چند سال اشاراتی داشتند که٬ما روزه می‌گیریم چنددرصدی٬ ۲۰ درصد ٬ ۵۰ درصد٬الی ۱۰۰ درصد و ما این فرصت را خواهیم داشت که انشاالله در پایان پروسه‌ی درمان ٬ روزه را به‌طور کامل و صحیح می‌گیریم.

 

قسمت دوم جشن تولد:

در محل سابق شعبه آقا میثم روزی که وارد شعبه شد باحالی آشفته و عجز و ناتوانی رسیده بود و توسط خودم مشاوره شد و صحبت هام ظاهراً در وجودش تأثیر نگذاشت اما کلام نفوذ و تأثیر را گذاشت و ایشان مجدداً بعد از ۴۰ روز برگشتند؛ اما با خواست و جدیت بیشتر.آقا میثم تقریباً دوتا سفر ناکام و نافرجام داشتند. به قول خودش یک‌بار برای رضایت همسرشان ٬ تا یک گرم ۲۰ روز آمدن و‌ دوباره سفر جدیدی را آغاز کرد و تجدید سفر گردید و سفر بعدی را برای قدرت و ثروت و مادیات انجام دادند که در این مورد هم مجدداً برگشت خوردند سفر سومی که با اذن خداوند و تلاش و پشتکار خودشان به جلگه‌ی رهایی رسیدن.

فردی حاشیه نورد ٬ حاشیه پرداز ٬گریز زیاد ، اما نقاط مثبت ایشان از منفی آن بیشتر بود. امروز روز تولد هست و اغلب همه‌ی ره‌جوها برای یک راهنما یک رهجو هستند با یک نگاه. منتها چنین مناسبت‌هایی که شاخص و مهم است تلقی می‌شود نقاط مشترک آقا میثم و من راهنما آن روح عرفانی و روحیه‌ی عاطفی ایشان بود٬ که از عشق و محبت فراوانی برخوردار بودند. باوجوداینکه در لژیون حضور داشتند اکثر ارتباط و دیالوگ‌های ما با قلم و کاغذ بود و حس‌ها را تبادل می‌کردیم به‌جرئت می‌گویم که درمان ایشان برای من یک چالش بزرگی بود. هم وقت زیادی از من گرفت و هم انرژی زیادی از من گرفت اما درنهایت ٬ رها شدن و آن جورچین که ساخته شد از عمق وجودم این ‌رو آرزو کردم و امروز هم خدا رو شکر راهنمایی قابل و خدمتگزار است و در هر شعبه‌ای رد پایی از ایشان هست و در شعبه‌ی خودمان در قسمت‌ سایت ٬ اوتی و مرزبانی و در همه‌جا مشاهده می‌شود و در حال حاضر عهده‌دار لژیون آزمون کمک راهنمایی هستند. آقا میثم را خیلی دوست دارم و آرزوی موفقیت را برای ایشان دارم و در تولدهای گذشته قولی دادند و من دوباره تأکید می‌کنم که این قول را به یاد داشته باشند. گفتند که آقای حافظی من قول می‌دهم که از نسل شما ٬راهنمایان شما مستدام و باقی بمانم و امیدوارم تلاش ایشان همیشه کوشا و ادامه‌دار باشند و از پدر، مادر و مادر خانمشان هم که تشریف آوردن خیرمقدم عرض می‌کنم و امیدوارم از وجود میثم ٬از دید خودمان ٬ نگاه یک راهنما به یک رهجو نهایت استفاده را داشته باشند و من به خودم از این بابت می‌بالم.برای آقا میثم بهترین‌ها را آرزوی دارم و امیدوارم در هرجایی هستند در سایه‌ی خداوند سالم و سلامت باشند و این روز عزیز را مجدداً به خودشان و هم‌سفرشان تبریک عرض می‌کنم و در رأس به جناب مهندس و سرکار خانم و به شعبه سمنان ایجنت محترم و اسیستانت محترم تبریک میگوییم... متشکرم


در ادامه  مراسم تولد هفتمین سال آزاد مردی کمک راهنما محترم ؛ مسافر  آقای میثم را با شکوه فراوان در کنار هم .جشن گرفتیم


اعلام سفر ایشان:
(مدت تخریب: 10سال.) (آنتی ایکس مصرفی : تریاک ، هشیش ، ترمادول ، مشروبات الکلی) (مدت سفر: 8 ماه و20 روز ) (نام راهنما: آقای قاسم )  (ورزش مورد علاقه: والیبال) (رهایی : 7 سال  )

سفر سیگار (تخریب: 15سال) (مدت سفر 11 ماه ) (نام راهنما: آقای کامران ) (رهایی : 3 سال و 5 ماه )

آرزوی تولد ایشان : آرزو می کنم که کنگره 60 هر چه سریعتر تو شهرستان ساوه شعبه بزند.

خلاصه سخنان مسافر آقای میثم :

سلام دوستان میثم هستم یک مسافر 

کالایی که هیچ‌کس برایش حتی سکه سیاهی هم نمی‌داد اگر الله بخواهد با طلا برابری می‌کند مهم نیست این به سود یا ضرر خریدار یا فروشنده باشد. مهم این است که کالای بی‌قیمت دیروز بسیار بهاء یافته؛ و دست‌به‌دست و دهان‌به‌دهان و بلاد به بلاد برود و عرضه بشود؛ اما این را خداوند خواست که عرضه از جانبه خودش حکمش صادر بشود. به عبارتی مهم نیست روی پرده چه کسانی نمایش می‌دهند. مهم آن است که پشت پرده چه کسی فرمان می‌دهد؛ و من خود را برای این عمل عظیم گسیل می‌دارم؛ و این همان آخر امری است که اول اجرا می‌شود.

الهی تا جهان باشد به دولت در جهان باشی. الهی از بلاهای تو عالم در امان باشی. الهی رخت بربندد، زدنیا غم و غصه چو البرز و دماوندش همیشه سربلند باشی.

این‌که گذشته من چه بوده و تاریکی گذشته من چه چیزی بوده است گفتنش الآن هیچ نفعی ندارد. الآن چه هستم و الآن کجا هستم و به قول آقای مهندس از کجا آمدم و کجا هستم مهم است. به‌واسطه شغلی که دارم و در رشته‌ای که تحصیل می‌کنم یک کتابی دارد مثل کتاب حال خوش کنگره است؛ و تمام قوانین حال خوش را دارد؛ و یک بحث آموزشی به نام داده‌ها ارتباطی دارد که بی‌ربط با موضوع حلقه‌های ارتباطی در سی دی استاد امین نیست. مبحث این است که انسان‌هایی که می‌آیند وزندگی می‌کنند و می‌روند و دوباره می‌آیند که همان تناسب وادی چهاردهم خودمان است. این را می‌خواهد بیان کند که آموزش‌های جناب آقای مهندس در دنیا دارد تحصیل می‌شود. در تناسب وادی چهاردهم می‌گوید که همان انسان‌ها که می‌آیند و می‌میرند یک سری حفره‌هایی رادارند که این حفره‌ها یک آپ شن یا ویژگی محسوب می‌شود. در سی دی انتقال صفات استاد امین گفته می‌شود که انسان‌ها یا این صفت‌هایشان را پی نخواهند برد یا دسته کم می‌گیرند یا سرکوبشان می‌کنند یا که از آن‌ها استفاده نمی‌کنند؛ و بعد در ادامه می‌آیند در زندگی‌شان انسان‌هایی پدید می‌آیند که به آن‌ها کمک می‌کنند تا به آن صفت‌هایی که در درون خودشان پی نبردند آگاه شوند. منه میثم یک‌زمانی می‌گفتم من به اعتیاد و کارتون خوابی و... روی نخواهم آورد. یک سری افراد در دور و اطرافم قرار گرفتن تا من مصرف‌کننده شدم و تاریکی را تجربه کردم و صفت تاریکی در درون من به وجود آمد. بعد رسیدم به‌جایی که گفتم من نمی‌توانم ترک کنم و صبح بدون مواد نمی‌توانم داشته باشم؛ و اصلاً امکان‌پذیر نیست؛ و دوباره یک سری از افراد در زندگی‌ام قرار گرفتند که من را نه‌تنها با نور بلکه با نور درون خودم آشنا کردند؛ و این وسط انسان‌هایی در زندگی من آمدند که فقط و فقط کمک کردند تا من بتوانم صفت‌های خودم را بشناسم. یک شخصی مثل کامران رک آمد در زندگی من و به من فهماند که قرار نیست که تو مثل بقیه افراد باشی؛ و ایشان راهنمای سیگار من شدند. ایشان دوست من بودند ولی تاج سر من شدند. یک شخص  دیگری در زندگی من به نام خانم همتی آمدند و به من یاد داد که قرار نیست برای کاری منتظر به علتی باشی. ایشان بدون مسافر هستند. ایشان یک‌تنه تهران رفتند و آقای مهندس را زیارت کردند و توانستند مجوز تأسیس شعبه سمنان را بگیرند؛ و اگر هم اینجا تشریف دارند به‌عنوان مهمان افتخاری هستند. یک کسی دیگری در زندگی من آمد به نام خانم حافظی که می‌دانستم که مرا دعا می‌کند. می‌دانستم که به فکر من هست. اشخاصی به نام ره‌جوهایم در زندگی‌ام آمدند. از همین‌جا تشکر می‌کنم  که در لژیون من آمدند و من را به‌عنوان راهنما انتخاب کردند تا خیلی آموزش‌ها از آن‌ها بگیرم. اگر لژیون داشتم به خاطر این بود که یک شخصی در زندگی من آمد و به من یاد داد تا یاد بگیرم. صفت یادگرفتن که در من نبود  را در من شکوفا کرد و ممنونم از آقا قاسم که توانست مرا تبدیل کند. رابطه من و آقای قاسم مثل گل و آفتاب است. 

نه هر گلی بلکه گل آفتاب‌گردان و آفتاب است که در شب هم می‌چرخد تا ببیند آفتاب از کدام طرف قرار است بیاید. امروز خیلی خوشحالم. اینکه یک‌نفری  برائت کاری انجام دهد و بعد تو یک کاری انجام بدهی که طرف مقابلت خوشحال بشود خیلی برائت لذت‌بخش است. به آقای حافظی غبطه می‌خورم که وقتی به شعبه می‌آید خیلی‌ها را می‌بیند خوشحال می‌شود چون خیلی از ره‌جوهایش به بار نشستند؛ و خوشحالم که یکی از این علاقه من هستم. یکی از این قطعه خدمت من هستم. خوشحالم که وقتی راهنمایم را می‌بینم خوشحالم و این خیلی لذت‌بخش است؛ و بابت این موضوع خدا را شکر می‌کنم؛ اما همه شما که اینجا هستید؛ و همه این سال‌هایی که آمدورفت و گذشت سبب و کمک یک نفر بود و آن‌هم به اسم هم‌سفرم بود. آمد در زندگی‌ام و به من صفت تأمین کردن را یاد داد من جزو آن دسته از افرادی هستم که در آموزش‌هایم یاد گرفتم و می‌گویم که بداند بدون اینکه بخواهم خودنمایی کنم من جزء افرادی در کنگره هستم که فقط هم‌سفرم را در این فرمول تغییر ندادم. راهنمایم را تغییر دادم. شغلم را تغییر دادم و خدمت‌ها را  و... آقا امیر گفتن که من 15 تا کار تغییر دادم. تا بالاخره کاری را که دوست داشتم را پیدا کردم. در تمام موارد زندگی‌ام تغییر ایجاد کردم. اصلی‌ترین مطلب در مورد هم‌سفرم صبر ایشان است؛ و این ایمان به صبر هم‌سفرم باعث ایجاد تغییر در من شد؛ و یاد داد تا تغییر کنم. این تولد تنها تولدی بود که من تا ساعت 12 سرکارم بودم. این پیامی که آقا قاسم امروز نوشتند دقیقاً هدف امروز زندگی من است. یک‌زمانی دنبال این بودم که دیگران بدانند که من چه‌کاری رادارم انجام می‌دهم؛ اما الآن دنبال این هستم که دیگران دیگر ندانند. الآن دنبال این هستم  که چه‌کاری انجام دهم که زندگی‌ام و هم‌سفرم و همسفران در آن‌ها تکانه‌ها به وجود نیاید؛ و یا استرسی به آن‌ها وارد نیاید؛ و خدا را شکر به اینجا رسیدم. امسال اولین سالی است که در داخل پاکت به‌اندازه توانم پول گذاشتم و مطلبی را ننوشتم. اینجا می‌گویم همان قولی را که به آقا قاسم داده بودم که راهتان را در کنگره ادامه بدهم  ادامه می‌دهم. این نوشته بالاخره یک جورایی عملی کردم. در اولین سال تولدم پاکت خالی برای هم‌سفرم  گذاشتم و گفتم زندگی‌ات را می‌سازم. یک جورایی که دیگر بگویی بس است. این را هم بگویم که می‌دانم که از کجا به کجا رسیدم. اولین تولد رهاییم چرخ جلوی موتورم خراب شد که هزینه آن 23500 تومان می‌شد. پول نداشتم که آن را درست کنم تمام پول‌هایی را که آقای مهندس و راهنمایم داده بود و تمام پول‌هایی که دیدبان داده بود و همه امضاشده بود را برداشتم به تعمیرکار دادم تا موتورم را تعمیر کند و مبلغی که جمع کردم 22000 هزار تومان شد که 1500 تومان کم داشتم. زمانی که پول را به تعمیرکار دادم گفت مال سید است آنجا بغضم ترکید و گریه کردم و گفتم که دیگر پولی ندارم. همان‌جا قسم خوردم که باید زندگی‌ام را عوض کنم و عوض کردم. من الآن 14 ساعت در روز کار می‌کنم. از 5.30 دقیقه صبح که بیدار می‌شوم تا 11.30 دقیقه شب‌بیدارم؛ و حال می‌کنم از اینکه کار می‌کنم. ممنونم از یکایک شما که آمدید در زندگی من و صفت‌های من را به من یادآور شدید. خوشبختانه آن‌قدر در کارم پیشرفت کردم که حکم انتقالی من را به ساوه زدند؛ و خدا را شکر مدیر شعبه ساوه شدم.9 سال پیش در چنین روزی که آمدم به کنگره تولد اولین سال رهایی آقا قاسم بود. الآن سال آخری که در سمنان هستم. در سمنان زندگی‌هایی کردم؛ و خاطرات زیادی دارم. نمی‌توانم بگویم که خوشحال نیستم؛ اما خیلی زود گذشت. اگر موضوع توراهی‌مان نبود اول سال رفته بودیم؛ اما خوشحالم که این بچه باعث شد که ما این تولد را در سمنان باشیم. بار گران نبودیم اما برای هم دیگر هم درد و یار بودیم. همه ما آمدیم که آموزش بگیریم و خدا را شکر که این تولد زمینه‌ای شد تا من این را بگویم که به پدر و مادرم و مادر خانم که در اینجا حضور دارند بگویم که خیلی دوستتان دارم. کنگره سمنان باعث پیشرفتم شد آرزوی پیشرفت خیلی بیشتر از این‌ها را برای شعبه سمنان رادارم.

خلاصه سخنان همسفر سمانه :

سلام دوستان سمانه  هستم همسفر.

خدا رو شکر می‌کنم در این جایگاه قرار گرفتم خیلی خوشحالم که امروز جشن تولد هفت‌سالگی میثم رو تجربه می‌کنم. امروز خیلی غافل‌گیر شدم خانم همتی عزیز رو دیدم و باعث افتخار من هست که در جشن ما حضور دارند. در این چند روز خیلی فکر کردم که امروز جه صحبتی داشته باشم، دوست نداشتم اشک بریزم ولی اینکه یک هفته نتوانم کنگره بیام حال من رو بد می‌کند. امیدوارم همان‌طور که میثم گفت در ساوه هم یک شعبه دایر بشود و ما به کنگره همچنان وصل بمانیم. هر تولدی در کنگره پیامی در دل خودش دارد و پیام جشن ما این هست که همسفر در جای خودت محکم و استوار باش و ایمان داشته باش که روزی مسافرت رها خواهد شد.

مسافر من سه بار سفر کرد و هر بار با یک بهانه‌ای رفت‌وبرگشت ولی من آن‌قدر ماندم و پافشاری کردم تا اذن رهایی برای مسافرم صادر بشود، وقتی اذنش صادر شدآمد سفر کرد و رها شد. کنگره باعث شد زندگی من و میثم متحول شود و این شعر که: یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم نخور مصداق من بود و میثم اون یوسفی بود که گم‌شده بود و کنگره اون رو به من برگرداند. به خاطر وجود کنگره همه جنگ‌ودعواها در منزل ما از بین رفت و من و مسافرم افتخار می‌کنیم که در کنگره ماندیم و تغییر کردیم و شرایط در منزل ما طوری شده که شاید خیلی‌ها حسرت بخورند و دوست داشته باشند اون رو تجربه کنند. ما خیلی تلاش کردیم که افراد دیگری هم بیایند و در مسیر کنگره قرار بگیرند و از این فرصتی که خدا در اختیارشان قرار داده استفاده کنند، ولی متأسفانه این فرصت رو قدر نمی‌دانند و متصل نمی‌شوند. در کنگره معجزات بسیاری رخ می‌دهد و من به‌شخصه شاهد آن‌ها در زندگی‌ام بوده‌ام.

میثم مرده متحرکی بود که نه به‌عنوان یک مرد و نه یک همسر و در ادامه یک پدر به اون دل‌خوش کرد، ولی الآن مثل یک کوه پشت ماست و به وجودش افتخار می‌کنیم. یک همسر خوب و یک پدر خوب که در شغلش هم بسیار پیشرفت کرده. از راهنمای مسافرم آقا قاسم و همه عزیزانی که برای ما زحمت کشیدند تشکر می‌کنم. زمانی که ما برای اولین بار ستاد رفتیم، جشن تولد یک‌سالگی آقای حافظی بود، در ادامه وقتی ستاد جمع شد جلسات در پارک برگزار می‌شد و من از قوانین و حرمت‌ها اطلاعی نداشتم، خانم همتی مدت دو سال در کنار من بودند و من رو راهنمایی می‌کردند، اون روزها حال میثم خیلی بد بود و من وقت و بی‌وقت به خانم همتی تماس می‌گرفتم و خیلی از لحظات رو با ایشان سپری کردم و آموزش گرفتم. از آقای کامران رک راهنمای درمان سیگار مسافرم تشکر می‌کنم که لحظه‌لحظه در کنار ما بودند و خیلی از گره‌های میثم به دست ایشان باز شد. از خانم منصوری عزیز تشکر می‌کنم که خیلی به من کمک کردند. میثم این قول رو به من داده که آخر هفته‌ها سمنان باشیم و حداقل پنج‌شنبه‌ها رو در شعبه خدمت شما عزیزان باشیم. بازهم تشکر می‌کنم از همه شما عزیزانی که به ما لطف داشتند و ممنون بابت حضور شما عزیزان و سروران.

  

مهمان افتخاری  سر کار خانم همتی:

با سلام خدمت همه حاضرین. من این روز بسیار زیبا و قشنگ رو خدمت آقا میثم و هم‌سفرشان، پدر و مادر محترم ایشان و همچنین مادر همسرشان که امروز در اینجا حضور دارند تبریک عرض می‌کنم، به سایر اعضا، جناب آقای حافظی راهنمای آقا میثم خدا قوت و خسته نباشید عرض می‌کنم و از خدا می‌خواهم که همه شما رو در این جایگاه ببینم و آرزو دارم همیشه همین‌طور شاد و سرزنده باشید و در خاتمه مجدداً به آقا میثم و خانواده محترم ایشان تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

لوح تقدیر و تشکر از سر کار خانم همتی از طرف گروه مرزبانی همسفران و اسیستانت شعبه به مناسبت هفته راهنما

-لازم به ذکر است که سر کار خانم  همتی زحمات فروانی برای تاسیس شعبه سمنان کشیدند.

همسفر پدر آقا میثم :

با سلام خدمت همه دوستان. میگویند نجات یک انسان نجات جان همه انسان‌هاست. از جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم. از همه شما عزیزان تشکر می‌کنم و امیدوارم با خوشحالی و خوشبختی در آغوش خانواده قرار بگیرید.

همسفر مادر آقا میثم :

با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما حضار و آقای حافظی. از همه عزیزان تشکر می‌کنم. من و خانواده میثم فکر می‌کنیم که میثم تولد دوباره پیداکرده. تشکر اصلی را از عروس عزیزم دارم که صبوری کردند، استقامت کردند. بازهم کمال تشکر را از همه دارم.

اجرای موسیقی توسط مسافر آقای حمید

 ادامه این مراسم و جشن با شکوه و بسیار زیبا به روایت تصویر؛
















خدمتگزاران جلسه






تایپ متن استاد و عکاس : مسافر عمار نجفی

تایپ متن همسفران: مسافر مهدی محمدی

تایپ متن آقای میثم : مسافر امین رفیعی

تهیه و تنظیم گزارش : مسافر علی عربی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی ...، تولد ها ...،


لینک های مرتبط: وبلاگ سمنان،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مرضیه یحیایی سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 20:03
سلام
تا باد چنین بادا
تبریک و خدا قوت به آقای حافظی و آقا میثم
وتبریک و خدا قوت به خانم منصوری و
خواهر خوبم خانم سمانه
ودرود به خانم همتی عزیز
جشن زیبایی بود
سپاس
با آرزوی بهترینها برای این خانواده
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات