a وبلاگ نمایندگی سمنان - ظرفیت مسئولیت (قبله گم کردن) مقاله از مسافر قاسم حافظی
از اینکه از وبلاگ سمنان بازدید نموده اید، متشکریم. با احترام علی عربی - شما هم می توانید برای درمان قطعی اعتیاد و سیگار به کنگره ۶۰ نمایندگی سمنان مراجعه نمایید.آدرس : سمنان ،بلوار حکیم الهی (محلات) ،شماره تماس: 09361047633 علی عربی
ظرفیت مسئولیت (قبله گم کردن) مقاله از مسافر قاسم حافظی
چهارشنبه 16 خرداد 1397 ساعت 08:00 | نوشته ‌شده به دست علی عربی | ( دیدگاه شما... )

نگاهی به گذشته ؛ ظرفیت مسئولیت (قبله گم کردن) مقاله از مسافر قاسم حافظی

بشكافیم آنچه كه شكافتنی نیست...

ظرفیت، مسئولیت و قبله گم كردن! در واقع از سه مولفه، با تعاریف و مفهومی متفاوت را در دستور جلسه امروزمان تشكیل می دهند، این سه پارامتر! هر كدام، در حقیقت برای انجام یا پایان رساندن هر عملی لازم و ضرورت دارد؛ بنابراین به جهت فهمیدن آن نیز، در ابتدا باید مفهوم لغوی و حامیانه آنها بپردازیم، تا بتوانیم از تسبیه و تشبیع در قالب آنها استفاده می نماییم.

نیست انسان، مگر آنچه خودش سعی می نماید...

اگر بخواهیم این سری از دستور جلسات را بهتر بفهمیم! باید اشاره ای بنمایم به وادی نهم (نیروئی كه از كم شروع شود و به درجه بالا و بالاتر برسد، نقطه تحمل شكل می گیرید) همین طور وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان، برای خویشتن خویش فكر نمی نماید) و بعد وادی چهارم (در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادند یعنی سلب مسئولیت از خویش است)؛ در واقع این وادی ها و فهمیدن آنها، ما را در رسیدن به موضوع امروز نزدیك می نماید.

 خداوند! هیچ طرح و نگاری در تو ایجاد نمی كند، تو از قبل برنامه ریزی نشده اید؛ چیزی به نام سرنوشت وجود ندارد، سرنوشت..! اختراع انسانهای ترسو و بزدل است، كسانی كه نمی خواهند از زندگیشان چیزی پدید بیاورند، افرادی كه چنان تنبل و بی شهامت هستند، آنان تمام مسئولیت ها را گردن خدا می اندازند و آن را سرنوشت، قسمت و غیره می نامند.

ظرفیت...

ظرفیت...را اگر به مفهوم: پذیرش موضوعات، مطالب...و یا همان اصطلاح دیروزی مان! داشتن گنجایش، اصطلاحی كه در معادن و صنعت استفاده می شود تعبیر بنماییم، و یا به مفهوم ظرف، اندازه، مقدار...یا همان كلمات و واژهایی كه در بعضی از محافل كوچه و خیابانی، رایج است، به معنی جنبه، خانه پر، خونه آخر...براحتی می توانیم برداشت درستی از این كلمه را داشته باشیم.

همانطور كه در وادی اشاره شده است! می توان گفت:انسانها غالبا موجوداتی هستند! دارای نقاط تحمل مختلف و متفاوت، كه این نقاط، گاها دامنه بسیار وسیع و اشكالی كاملا متفاوتی را دنبال می نماید؛ به عنوان مثال هر شخصی جهت پذیرش موضوعات متفاوت ظرفیت های گوناگونی دارد كه اگر بخواهیم خارج از آن ظرفیت و تحمل شخص به او فشار بیآوریم، در واقع نوعی شوك فیزیولوژی در درون و فشاری مضاعف در اعصاب و روان فرد بوجود می آوریم.

اگر خوش بینانه به مسئله نگاه نماییم! با مثالی اینگونه ادامه می دهم: اگر شخصی را در نظر بیاوریم كه تا به حال، به علت رعایت علائم  راهنمایی و رانندگی و همچنین احتیاط در راندن اتومبیل خود، حتی یك سانحه كوچك تصادف را تجربه ننموده است، اما به محض اینكه دچار یك تصادف اولیه، آنهم با از دست دادن برخی از موقعیت های فعلی خویش، این شخص علاوه بر اینكه دچار شوك فیزیولوژی شده، از نظر افكار، روان نیز، انسانی نامتعادل و بی قرار می شود.

مسئولیت...

مسئولیت...از خانواده سهل و سئول، یعنی سوال یا سوال كننده می آید؛ این طور استنتاج می شود كه چیزی را كه به من قبلا داده شده است، حتما و قطعا روزی، كسی از من همان چیز، مسئولیت... یا پاسخی را از من دریافت خواهند كرد.

از آنجایی كه روزی انسان آفریده گشت! به مرور زمان و گذشت دوران ها، با دو ویژگی انتخاب و اختیار نیز، آشنا شد، و به خوبی دانست كه تمامی آنها، چیزی نبود جز مسئولیت، مسئولیت جان، جسم و اداره شهر وجودی خویش، در حقیت انسان با تمام صفات خداوندی و هم خصلت های خوب و بد، زشت و زیبا خلق گشت تا خود، بتواند از عهده كلیه مسائل خود برآید، در واقع با گسیل پیامبران و راویان، قانون مسئولیت و پذیرش به آن را نیز، در ادامه كار، به آنها واگذار نموده است و انسان باید بداند كه با قرار گرفتن در این جسم و نیز اجرای قوانین، خود را فردی مسئولیت پذیر و منجی خود باشد كه روزی قاعدتا از او خواهند پرسید چه كرده اید؟!

در گذشته بنده اغلب مسئولیت ها را بدون در نظر گرفتن عاقبت آنها، به سادگی و راحتی می پذیرفتم و به سهولت هم، از آن می گذشتم، به یاد دارم یك روزی برای تامین معاش زندگی ام رفتم اتومبیلی را خریداری كردم بدون اینكه با كسی مشورت نمایم و این نوع حركات ورفتارهایم، در حقیقت از عجایب دوران تلخ اعتیادم بود، در واقع در آن زمان خواسته بودم خود را انسانی مسئولیت پذیر و فردی خردمند جلوه نمایی كنم، در صورتی كه حتی متوجه نبودم كه ظرفیت راندن آن ماشین را دارم یا ندارم و بواسطه عدم پذیرش و ظرفیت لازم در راندن آن، همیشه دچار اتفاقات و حوادث ناگوار و تصادفات ناشی از آن می شدم، آن موقع من نمی دانستم و نمی فهمیدم كه مشكل چیست!؟

اگر انسان قبل از هر اقدام و یا هر حركتی، پایان كار و به عواقب آن بیندیشد كه آیا واقعا ظرفیت، پذیرش لازم را دارد یا خیر!؟ آن امر، با تفكر، تجربه و آموزش  روزی محقق می گردد؛ سپس با برنامه ریزی صیح و نظم درون خویش و همین طور مشورت گرفتن از دیگران، می تواند انسانی مسئولیت پذیر باشد؛ ضمنا باید دانست هیچ گاه مسئولیتی را به پایان نرساندیم، نخواهیم به مسئولیت دیگری فكر نماییم؛ به قولی می بایست پایان هر مسئولیت را نقطه ای بگذاریم تا بتوانیم به مسئولیت دیگری فكر نماییم.

ان الانسان الربهی الكنود...انسانها...! به رب خویش ناسپاسند.

 (قبله گم كردن)...از تعادل خارج گشتن، به سیم آخر زدن، كم آوردن، خود را گم كردن، از كنترل خارج شدن، نق زدن، از مسیر واقعی (صراط) خارج گشتن، در نهایت امر و به اصطلاح ما.. لكنود شدن...

باید دانست! عدم ظرفیت لازم در مسئولیت های تازه و داده شده منجربه تخریب روح، روان و همین طور اختلال در عملكرد امور اجرایی ما خواهد شد، این موضوع نه تنها باعث پیشرفت و توسعه در مسئولیت ما نخواهد شد، بلكه مسبب ناآرامی ها و تحریك و بهم ریختگی شهر درونی ما نیز، خواهد شد و آنگاه ناگزیر و ناچارا نسبت به وقایع و اتفاقات پیش آمده واگنش های منفی و معكوس نشان می دهیم و به تبع و بازخورد آن هم، دچار یاس، ناامیدی و سرخوردگی می شویم؛ آنوقت همگی و همه كس را در این امر مقصر، و روحیه طلبكارانه را به خود می گیریم كه آنان خود خواسته اند و یا در جهتی دگر از افكار خود، حمایت و كمك آنان را نادیده می گیرید و اعتقاد دارید كه خود به تنهایی توانسته اید وارد این جرگه از مسئولیت شوید، بدون در نظر گرفتن آنها.

 

بنده معتقدم: انسان به اصطلاح قبله گم! مثال و مصداق فردی می ماند كه در مسئولیت جدید و نو خویش، همواره با چشمانی بسته حركت می نماید، بدون آنكه شكرگزار دیگری باشد؛ در واقع او پس از رسیدن به حال خوش یا همان تعادل نسبی، نسبت به رب، مربی و راهنمایان خود، و دیگران بی تفاوت و به سردی می نگرد، در حقیقت به نوعی دچار منیت و تكبر می شود؛ به چنین افرادی در اصطلاح می گوییم قبله گم! چه تعبیر زیبایی، چه كلمه با مسمایی؛ واقعا لازم است فردی كه در سفر اول با حمایت، راهنمایی و محبت راهنمایش به سفر دوم نائل گشت، حالا پس از چند صباحی بیاید راهنمایش را تعویض بنماید، سفر اول پایه و اساس یك مسافر سفر اول و دومی است، چنین افرادی پس از انتخاب و اختیار بی خردمندانه خویش، جز حالی خراب و بهم ریختگی، چیزی را تجربه نخواهند كرد و دقیقا مصداق همان آیه: ان الانسان الربهی الكنود...هستند. آیا فردی كه به حمایت و مساعدت مرزبان منطقه و راهنمای خویش و همین طور رای اعضاء، در صندلی دبیری نشسته است می تواند خود را از دیگران متمایز و تفكیك نماید بواسطه اینكه صرفا در آن جایگاه قرار دارد؟! براستی تحمل و مقاومت این شخص برای به دوش كشیدن آن تفكر منیت گونه، چقدر به طول خواهد كشید!؟ طبیعتا.. او پس از اتمام فرصتی كه به ایشان داده شد، چون نتوانسته از عهده مسئولیت و فرصت بازسازی شده خود، برآید! دچار بهم ریختگی و نوعی انزجار، فاصله گرفتن از دیگران می شود. یك تازه وارد وقتی وارد حوزه درمان می شود با حالی خراب و تخریبی بالا قرار دارد، اما پس از مدتی، با قرار گرفتن در كارگاه های آموزشی و انتخاب راهنما و گذراندن پله هایی، ناخودآگاه! وقتی خود را در شرایط، وضعیت مناسبی می بیند، دیگر به اصطلاح آن موقع، خدای خویش را بنده نیست و ما به چنین تبعاتی پس از انجام و گذراندن فرد در فرصت های داده شده جهت ایجاد ارتباط، افزایش دانایی، چگونگی اداره و كنترل آن، و همین طور درمان، برای سامان دادن اهداف خود، كه منجربه خارج شدن كنترل شخص، گم كردن خود، و...می باشد را می گوییم قبله گم شده است، به همین علت این دستور جلسه ارتباط عمیقی با مسئله اعتیاد و شخص مسافر دارد.

 

تو همیشه باید ظرفیت، پذیرش خودت را بالا ببری و قابلیت جذب مطالب را داشته باشی؛ برای این منظور، باید یك خدمتگزار واقعی باشی و خدمتگزار واقعی نمی تواند وقتش را صرف مسائل بی اهمیت و یا صرف خوشگزرانی و یا ضد ارزش ها بنماید؛ و برای دوری از ضد ارزش ها! شما بایستی خود را پرورش بدهید(پالایش یا تزكیه نفس)

 

ظرفیت و مسئولیت دو قاعده وموضوعی هستند كه می بایست در كنار هم قرار داشته باشند و به صورتی لازم و ملزوم هم می باشند؛ گاهی اوقات جهت استفاده از آن دو، به یك قاعده متوسل می شویم و گاها نیز، از یكی دیگر؛ برای بوجود آوردن ظرفیت لازم، ممكن است فرد مورد نظر را وارد بازی مسئولیت نماییم، تا آرام آرام نقطه تحمل، ظرفیت و یا گنجایش شخص حائز و احراز شود؛ گاهی نیز! لازم است جهت برخورداری از مسئولیت های سنگین، شخص را وادار بنماییم تا حتما ظرفیت لازم و از پتانسیل والایی و دانایی لازم برخوردار باشد، سپس به او مسئولیت بدهیم.

نكته حائز اهمیت در همین جاست! همیشه فرصت اشتباه كردن را به هم نوعان خویش می دهیم، اما فرصت اینكه شخص بخواهد آن جایگاه را به چشم امتیاز یا منصب نگاه نماید و همین موضوع منجربه خطرات احتمالی، از دایره گردباد خارج گشتن و یا قبله گم شدن بینجامد، این عمل اجتناب ناپذیر است و ممكن است فرد مذكور، ناخواسته الگویی شود برای دیگران؛ از این رو بایستی با نهایت دقت، تعمق و تفكر و بررسی های لازم، انجام پذیرد.در حقیقت اعتقاد بنده بر این است هر مسئولیتی كه به ما داده می شود! یك فرصتی است برای من و تو، همین طور آموزش هایی را به همراه دارد؛ از این دو حالت خارج نیست و اگر به غیر از این دو فكر نماییم ما را به مرزهای گم شدن، خارج شدن، و لكنود شدن می رساند.

...ولا تقتلو نفس..هیچ كس بیشتر از وسعتش...

باید بدانیم! همه ما مسافریم، همه ما نگهبانیم، نگهبان جسم، روح ، شهر وجودی خویش؛ هیچ كسی به اندازه ظرفش و وسعت و توانش، نمی تواند حكمران و فرمانروای خود باشد.

باید بدانیم! این میزان آگاهی و دانایی ما است كه ظرفیت ما انسانها را در برخی از موضوعات رقم، و كامل می نماید؛ انسان مسئولیت پذیر! همیشه كاسه ظرفیت، یا ترازوی سنجش خود را پر از آگاهی می نماید تا با تفكر، تجربه و آموزش هایی كه گرفته است مسئولیت خود را به نمایش بگذارد؛ او به خوبی فهمیده اگر نتواند سپاسگزار و شكرگزار آن فرصتی كه به او داده شده را بجای آورد! تبدیل به یك انسان بی تعادل و بی ثباتی خواهد شد و آنگاه رسیدن به اهدافی كه در نظر دارد، برای او غیر ممكن می سازد.

خداوندا!...آنچه را به من عطا نما.. كه تو خود می خواهی، نه من می خواهم؛ آنچه را به من عطا ننما.. كه تو نمی خواهی و من می خواهم.




نویسنده: قاسم حافظی

نام راهنما: محمد صداقت

مورخه: 3 / 4 / 1392

تهیه و تنظیم ؛ مسافر علی عربی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب Share
مرتبط با: مشارکت مکتوب ...، دلنوشته ...، مقاله ...،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نسرین یکشنبه 20 خرداد 1397 11:47
خدا قوت اموزنده و جامع و کامل بود سپاس گزارم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات