a وبلاگ نمایندگی سمنان - کارگاه آموزشی عمومی + تولد سومین سال رهایی مسافر حبیب
از اینکه از وبلاگ سمنان بازدید نموده اید، متشکریم. با احترام علی عربی - شما هم می توانید برای درمان قطعی اعتیاد و سیگار به کنگره ۶۰ نمایندگی سمنان مراجعه نمایید.آدرس : سمنان ،بلوار حکیم الهی (محلات) ،شماره تماس: 09361047633 علی عربی
کارگاه آموزشی عمومی + تولد سومین سال رهایی مسافر حبیب
پنجشنبه 28 تیر 1397 ساعت 17:11 | نوشته ‌شده به دست علی عربی | ( نظرات )

جلسه سوم از دورسی پنجم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای پنج شنبه  با استادی مسافر آقای قاسم و نگهبانی موقت مسافرآقای مهدی و دبیری موقت مسافر  آقای عمار با دستور جلسه"وادی یازدهم و تاثیر آن روی من"در تاریخ 97/04/28 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

ادامه گزارش در ادامه مطلب..




خلاصه سخنان استاد:

رودهای خروشان و چشمه‌های جوشان٬همه به بحر و اقیانوس می‌رسد. جام‌های خالی و نیمه‌پر ٬عاقبت پر خواهند شد. انسان‌هایی که خواسته‌های درونی اعلایی دارند مشروط بر اینکه مبدأ٬مقصد و هدفشان مشخص باشد٬به خواسته‌های خود می‌رسند (خصوصاً اگر خواسته‌ها منطقی باشد) و به  رودهای خروشان و چشمه‌های جوشان تشبیه شده‌اند.

در سی دی وادی 11 آمده است که: برای اینکه چشمه‌ای به رود خروشان تبدیل شود بایستی؛1. دارای منابع آبی غنی و ذخیره‌شده باشد   2. اختلاف درجه در مسیر رود وجود داشته باشد. این موضوع در مورد انسان نیز به این صورت است. انسانی که خواستار تبدیل‌شدن به رود خروشان است باید 1. منابع اطلاعاتی و آگاهی صحیح داشته باشد٬در مسیر دانایی حرکت نماید 2. اختلاف‌پتانسیل درونی و بیرونی برای کسب انرژی را داشته باشد.

انسان در هر سطر باشد (حتی اگر انسان توانمند و بااستعدادی باشد) اما نزولات الهی ٬آموزه‌های راستین٬دریافتی‌ها و... را از دست دهد ٬به فاضلاب جوشان و باتلاق خروشان تبدیل میشود. در مورد تأثیر این وادی روی من: اعتراف می‌کنم که٬چند سالی درک عمیقی از این وادی نداشتم٬اما درجایی متوجه شدم که انگشت اشاره آن رو به من است و این خاصیت به‌صورت نسبی در من وجود دارد.

انسان بایستی قدرت جذب داشته باشد٬حال چه درکنگره و چه در اجتماع و جامعه. من این قابلیت را داشتم که در جاه‌هایی که مشغول بکار بودم٬به‌اصطلاح عامیانه با دیگران جوش می‌خوردم و خیلی راحت رابطه‌ای حسنه برقرار می‌کردم. درجایی استاد می‌گوید: فتح و جبهه مهم است اما نگهداری از آن مهم‌تر است. به‌طور مثال سفر کردن مهم است٬ولی چطور و چگونه بتوانیم در آن سفر به چشمه‌ی جوشان تبدیل شویم نه فاضلاب جوشان٬مهم است. این موضوع به این بستگی دارد که بتوانیم آموزه‌های راستین و دریافتی‌ها را حس و تأمین کنیم.

بخش دوم تولد سومین سال رهایی آقا حبیب:

تا جایی که آرشیو و ذهن من یاری می‌کند٬ایشان قبل از سفر مانند دیگر مصرف‌کنندگان باحالی آشفته٬پریشان و به دلیل شرایط خود و شرایط حاکم بر جامعه تصمیم به درمان نموده و وارد کنگره گردید. چیزی که باعث می‌شد بیشتر برای درمان مصمم گردد یکی مسئله خانواده و دیگر تنش‌های درونی ایشان بود. تلاش مستمر٬خواست قوی و حضور منظم سبب موفقیت ایشان گردید. به علت به‌هم‌ریختگی ٬شرایط خاص و شغلی که داشت٬اکثراً خارج از لژیون هم باهم حرف می‌زدیم. بسیار تلاش نمود تا درمان شود و به این نقطه برسد. آقا حبیب مسئول نشریات شعبه سمنان بودند و بعد از درمان علاوه بر خدمتگزار بودن٬موفق شد تا به درمان سیگار برسد و در ادامه به جایگاه کمک راهنمایی دست‌یافته و لژیون بزد و همه‌ی این‌ها نشاءت گرفته این است که مصداق خاصیت جوشندگی را در خود حفظ نموده است. در پایان این روز زیبا را به آقا حبیب٬همسفر ایشان ٬دو همسفر کوچکشان ٬راهنمای هم‌سفرش٬ره‌جویان لژیون ایشان٬راهنمایان٬مرزبانان٬ایجنت محترم آقای رضا و در رأس جناب مهندس٬سرکار خانم آنی ٬استاد امین٬خانواده بزرگ کنگره 60 و خصوصاً راهنمای خودم آقای محمد صداقت تبریک عرض می‌نمایم  و آرزوی بهترین‌ها رادارم. 

از اینکه به صحبت های من توجه نمودید؛ متشکرم

اهدای گل نمادین به یکی مسافران نمایندگی سمنان




در ادامه  مراسم  تولد سومین سال رهایی، کمک راهنما مسافر  آقای حبیب را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم.
 

 

اعلام سفر ایشان:

(مدت تخریب: 4سال) (آنتی ایکس مصرفی : تریاک) (مدت سفر: 11ماه) (نام راهنما: آقای قاسم) (ورزش مورد علاقه: فوتبال) (رهایی : 3سال )
سفر سیگار:
(مدت تخریب: 6سال) (آنتی ایکس مصرفی : سیگار) (مدت سفر: 10ماه ) (نام راهنما: آقای میثم) (رهایی:2سال 2 ماه )


آرزوی تولد ایشان : از خداوند  میخواهم، همه عزیزانی که به کنگره آمدن و رفتند یا حالشون خوب نیست در کنگره این نقطه تفکر در آن‌ها شکل بگیرد و در مسیر کنگره قدم بر دارند.

خلاصه سخنان مسافر آقای حبیب :

سلام دوستان حبیب هستم مسافر

به نام خدا در ابتدا از کنگره 60ممنونم که این  فرصت را به من داد تا بتوانم در این جایگاه صحبت کنم .

مدت سه سال تخریب داشتم که همسفرم از آن اطلاعی نداشت این دوران ⁦دوران لذت بخش از لحاظ مصرف مواد بود برای من تا این که در ابتدای سال تخریب آخرم چهار روز مانده به عید به همراه همسرم و فرزندم امیرعباس که آن زمان طفلی کوچک بود و برادرم وهمسر ایشان به تهران رفتیم . الان در اینجا همسر برادرم حضور دارند ومیخندند به یادآوری روز مذکور. ماشین را در پارکینگ شماره یک بازار 15 خرداد پارک کردیم در آن زمان من شربتot با خود آورده بودم هنگامی که برای مصرف شربت به صندوق عقب ماشین رفتم و درب شیشه را باز کردم که مصرف کنم در آن هنگام همسرم رو صندلی عقب ماشین مشغول تعویض پوشک بچه بود که از پشت شیشه و فاصله ایجاد شده بین درب صندوق و ماشین متوجه اقدام من شده و مشاجره شدیدی بین ما در گرفت و بعد از این که ما این همه راه را تا تهران آمده بودیم.

 بعد از آن کلی در بازار گشت و گذار کردیم  در نهایت با دست خالی برگشتیم زیرا حال و روز مناسبی برای خرید نداشتیم .روزی ناگوار وتلخ در زندگی من رقم خورده بود .همان شب مجبور شدم تا جریان اعتیاد ومصرفم را برای همسرم بازگو کنم .بعد از آن تا یک هفته هر روز و هر شب همسرم گریه میکرد و با توجه به آنکه فرزندم امیرعباس از شیر مادر تغذیه میکرد او هم ضربه شدیدی را دریافت کرد چون استرس و ناراحتی مادر در این دوران به راحتی به طفل منتقل می‌شود و باعث اختلالاتی در رفتار بچه در سالهای آتی خواهد شد. بعداز آن دیگر من در منزل تریاک می‌کشیدم ولی بدلیل شرمساری وپشیمانی از کارم درمدت یک سالی که با وجود اطلاع داشتن همسرم مواد را مصرف میکردم  همواره به فکر درمان و ترک اعتیاد بودم تا این که به اذن پروردگار ویاری آقا یاسر که الان حضور ندارد قدم به کنگره 60گذاشتم و سفر اولم را آغاز نمودم تا سه ماه اول از سفر اول همچنان تریاک می‌کشیدم و به جلسات کنگره می رفتم اما هر وقت آقای حافظی در مورد حالم سوال میکرد من هم با صداقت جواب میدادم و می‌گفتم در حال مصرف هستم.

تا این که از راهکارهای ایشان ورهنمو هایشان استفاده میکردم و باخارج شدن از لژیون آقای ابراهیمی و پیوستن به لژیون آقای حافظی سفرم را با قوای که به آقای حافظی دادم مجددا آغاز کردم . در طی یازده ماه بعداز آن دیگر به درستی سفر کردم و حتی یکبار هم برای یک ثانیه ساعت مصرف دارو را دیر یا زود نکردم و بدلیل سفری سه روزه به قشم و با هماهنگی آقای حافظی دو روز غیبت نمودم و در این سفر سبب گردید گریزی در سفر سیگارم انجام دهم . البته هنگام برگشتن موضوع را با آقا میثم راهنما سیگارم در میان گذاشتم و برای جلوگیری از وقفه یه ماه در سفر سیگار بعداز آن گریز با اجازه آقا میثم خدمت مهندس رسیدم و ایشان هم اجازه را صادر نمود خدارا شکر سفر سیگار م بدون وقفه ادامه یافت من فکر میکنم صداقتم یکی از دلایل مهم در راه کرمان من بود.در انتها تشکر می‌کنم از بنیان کنگره 60 آقای مهندس واستاد امین و خانم آنی که این بستر را برای من فراهم نمودند . از راهنمای خوبم آقای حافظی تشکر می‌کنم و نمی دانم کدامین جمله برای توصیف محبتایتان بنویسم . چگونه شما را توصیف کنم استادی از جنس بلور آسمانی و مهربان چقدر زیبا واژه ها را آسمانی میکنید ممنون بابت همه تلاش ها ومحبت هایتان .

از همسرم تشکر میکنم که در این راه طولانی مرا یاری کرد ایشان با وجود نگهداری از فرزندمان که آن زمان طفلی شیر خوار بود حتی به جای من در مغازه هم می ایستاد و بار مسئولیت من را نیز به دوش می‌کشید تا بتوانم بدون غیبت در کنگره حضور پیدا کنم زیبا تربت شکر را دارم از همسری که در تمام مراحل زندگی همراهم بود و لحظه ای مرا تنها نگذاشت همان او که با تمام خوب و بد زندگی ام ساخت و زیبا ترین احساساتش را از من دریغ نکرد از تو ممنونم همه زندگی من .از فرزندم امیرعباس ممنونم امیدوارم بتواند شرایط بد و پر استرس گذشته من را درک کند ومن را ببخشد از راهنمای همسرم خانم مرضیه ممنونم . از ایجنت پیشین آقای بابایی و ایجنت فعلی آقای ربیعی ممنونم از اسیسانت محترم خانم حافظی وهمه دوستانی که در این جلسه حضور داشتند و من را یاری نمودند سپاسگزارم.

خلاصه سخنان کمک راهنمای همسفر خانم مرضیه :

خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار دارم و شاهد جشن سه سالگی مسافر حبیب هستم. در طی سفر آقا حبیب، با وجود اینکه همسرشان حضور چندانی در جلسات کنگره نداشتند اما من و ایشان به صورت تلفنی با هم در ارتباط بودیم و در صورت بروز مشکلات ارتباط لازم را با هم داشتیم. هر زمان خانم فاطمه با مشکلی مواجه میشدند سعی می کردم راه حلی برای مشکلشان بیابم و با همدیگر از پس آن مشکل بر آییم.

اگر چه خانم فاطمه حضور پررنگی در کنگره نداشتند اما با قدرت تمام مسافرشان را پشتیبانی می کردند و با تلاشی مثال زدنی در حضور یافتن مسافرشان به جلسات کنگره نقش به سزایی داشتند. من هم در اینجا، در راس از آقای مهندس و خانم آنی و تمامی مسئولان شعبه سمنان سپاسگزارم.

 از شما ممنونم که به صحبت های من گوش دادید.

خلاصه سخنان همسفر :

خدای خود را شکر می کنم که امروز در این جایگاه قرار دارم و می توانم سومین سالگرد رهایی حبیب را جشن بگیرم. خودم هم باور نمی کردم که از این اتفاق سه سال گذشته باشد. درست مانند این است که بخواهم برای فرزندم جشن تولد بگیرم. همان کودکی که تا دیروز کوچک و ضعیف و ناتوان بود ولی امروز با سرعتی باور نکردنی رشد و ترقی کرده و بزرگ شده و از این به بعد هم سال به سال بالنده تر می شود. از روزی که متوجه اعتیاد حبیب شدم،دوست نداشته ام به دور از چشم من مصرف کند. برای همین از او خواستم که موادش را در مقابل من و در حضور خودم استفاده کند تا اندکی از نگرانی ام کاسته شود.

در طی یکسالی که او مواد را در خانه مصرف می کرد به سرعت مصرفش زیاد و زیادتر شد. بعد از آن سال حبیب با کنگره آشنا شد و به لطف خداوند و فضای مناسب کنگره زندگی من نجات پیدا کرد و مسافرم از بند اعتیاد رها شد. همواره از حبیب خواستم تا زمانی که کنگره به تو اجازه می دهد در آنجا خدمت کند. در زندگی هر وقت به مشکلی بر میخورم خداوند را شکر می کنم. چون می دانم همیشه مشکلات بزرگتری هم می تواند باشد. همان طور که من یکی از بزرگترین مشکلاتم را به لطف خدا پشت سر گذاشتم. صحبت کوتاهی هم با مسافران محترم دارم.

 

 از شما خواهش میکنم به راهی را که انتخاب کردید تا رسیدن به هدف ادامه دهید و بدانید که مهمتر از همسرتان این فرزندان شما هستند که در آینده نیاز به پدری قوی و سالم و دلسوز دارند تا به او تکیه کنند و در آینده پدری نیکو سرشت و خوش نام را در کنار خود ببینند. مخصوصا دختران شما که بسیار تا بسیار به این مهم نیاز دارند. امروز من، که همسفر مسافرم آقای حبیب عامری هستم افتخار میکنم.

در اینجا جا دارد تشکر کنم از راهنمای مسافرم آقای حافظی، تا عمر دارم برایشان دعای خیر خواهم کرد. از راهنمای خودم خانم یحیایی که هنوز هم وقت وبی وقت هرگاه حال روحیم خوب نیست و یا با مشکلی مواجه می شوم با ایشان تماس می گیرم. ایشان هم با صبوری و آرامش به من کمک می کند. با وجود اینکه می دانم شاید گاهی اوقات ایشان را ناراحت میکنم اما از ایشان معذرت می خواهم، چون به راهنمایی هایشان نیاز دارم. از اسیستنت محترم خانم حافظی تشکر میکنم. همینطور از ایجنت محترم آقای ربیعی و از بنیانگذار کنگره شصت آقای مهندس و سرکار خانم آنی و همینطور استاد امین که چنین فضایی را برای رهایی عزیزانمان مهیا نمودند تشکر می کنم.

 ادامه این مراسم و جشن با شکوه و بسیار زیبا به روایت تصویر؛

تشکر اعضاء لژیون از راهنمایشان

عزیزان خدمت گزار


"عرض تبریک و شاد باش اعضاء وبلاگ نمایندگی سمنان را پذیرا باشید"



تایپ متن استاد ؛ مسافر جاسم رحیمیان 

تایپ متن آقای حبیب و همسفران ؛ مسافر علی شهابی ، مسافر وحید صنایعی 

عکاس ؛ مسافر علی عربی

تهیه و تنظیم کننده ؛ مسافر علی عربی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی ...، تولد ها ...،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر حافظی جمعه 29 تیر 1397 23:01
سلام خداقوت.
تبریک تبریک تبریک.....
مهدی شرفیه جمعه 29 تیر 1397 00:14
سلام تبریک وخداقوت به کمک راهنمای بسیارخوب وکارآزموده آقاقاسم.وتبریک ویژه به آقاحبیب کمک راهنمای محترم.یک خداقوت به خدمتگذاران کنگره بخصوص بچه های سایت
مهدی فریدپور جمعه 29 تیر 1397 00:04
سلام به اقاحبیب وهمسفرهاش کمک راهنمای محترمش اقای حافظی وکمک راهنمای محترم همسفرشون خانم یحیایی تبریک میگم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات