a وبلاگ نمایندگی سمنان - لژیون سردار
از اینکه از وبلاگ سمنان بازدید نموده اید، متشکریم... شما هم می توانید برای درمان قطعی اعتیاد و سیگار به کنگره ۶۰ نمایندگی سمنان مراجعه نمایید.آدرس : سمنان ،بلوار حکیم الهی (محلات) ،شماره تماس: 09361047633 علی عربی
لژیون سردار
شنبه 12 بهمن 1398 ساعت 21:03 | نوشته ‌شده به دست مدیر وبلاگ سمنان | ( نظرات )
بنام یگانه خالق بی همتا


هشتمین جلسه از سری جلسات لژیون سردار نمایندگی سمنان با استادی مسافر محترم آقای احسان  و نگهبانی مسافر گرامی آقای علی و دبیری همسفر راضیه  با دستور جلسه : تعهد ،وفای به عهد و تاثیر آن روی من در روز پنج شنبه  مورخ 98/11/03 رأس ساعت 15:00 آغاز بکار نمود

 سلام دوستان احسان هستم یک مسافر

بسیار خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتم و تشکر می‌کنم از شما.

در ابتدا صحبت‌هایم هفته همسفر را خدمت هم‌سفران تبریک عرض نموده. تشکر می‌کنم از خانم جمالی بسیار جلسه خوب و عالی بود و به چشم می‌آمد این تغییرات که در ادامه اتفاقات بهتر خواهد افتاد. واقعاً تک‌تک اعضا که حضور داشتند این تغییرات را مشاهده کردند تزئین سالن و نوع پذیرایی و ... انرژی بسیار خوبی را منتقل می‌کرد از شما تشکر می‌کنم. امسال که لژیون سردار ما قوی هست امیدوارم جشن‌ها به بهترین شکل ممکن برگزار شود. ما اعضای لژیون سردار به‌نوعی ولی کنگره هستیم به‌نوعی و مسئولیت یکسری کارها به عهده ماست. در جشن همسفر مهمانی داشتم از اصفهان که البته مسافر نیست و می‌خواهد همسفر شود وقتی در جشن حضور پیدا کردیم  بسیار خوشحال شد و برایش جالب بود. ایشان از کنگره اطلاعی نداشت و متوجه شدند هر اتفاقی اصفهان می‌افتد سمنان هم آن اتفاقات می‌افتد و ما نماینده این اتفاقات هستیم و مرحبا که بهترین شکل صورت گرفت و ما در لژیون سردار قرار گرفتیم که همین کارها را انجام دهیم و ابروی ما حفظ شود.

دستور جلسه این ماه لژیون سردار تعهد وفای به عهد و تأثیر آن روی من:

دستور جلسات لژیون سردار نو هستند که آقای زر کش با تیم خود مشورتی انجام می‌دهند و متناسب با شرایط دستور جلسه اعلام می‌شود.

خوبی لژیون این است که می‌گویند آقای احسان شما ظرف خود را خالی کن و هر آنچه می‌دانید بگویید مجدداً با شنیدن صحبت‌های دوستان ظرف شما پرتر خواهد شد.  

هرکدام از ما با تعهد آشنایی داریم و تعهدهای مختلفی در زندگی و کار خود با آن روبرو هستیم و درکی از تعهد داریم که به نظر من تعهد یک مثلث را تشکیل می‌دهد. کسی که تعهد می‌دهد متعهد می‌شود کسی که تعهد را می‌پذیرد و ضمانت اجرای تعهد. چک که می‌نویسیم در قبال آن چیزی یا خدمتی از طرف مقابلم می‌خواهم این چک من تعهد من است که اگر آن کار انجام شد و یا آن جنس یا خدمت صورت گرفت آن چک ضمانت است که من پول را می‌دهم و تعهد می‌شود چک من که اگر پاس نشود چک را به اجرا می‌گذارند.

یکسری تعهدها هست که کاغذی ردوبدل نمی‌شود، ضامن اجرایی پلیس و قانون نیست. ضامن اجرایی آن تعهد و اعتبار خود من است که وقتی آن کار صورت گرفت من تعهد خود را انجام می‌دهم و پولش را پرداخت می‌کنم اگر بپردازم اعتبار من بالا می‌رود و اگر هم پرداخت نکنم اعتبار من زیر سؤال می‌رود و مسلماً تعهد و عدم تعهد هم عمل ارزشی است هم عمل غیر ارزشی که صد درصد ما درکنگره متوجه شده‌ایم که ما در دنیا چه بخواهیم چه نخواهیم در حال کاشت بذر هستیم حالا یا خوبی می‌کاریم یا بدی عشق یا نفرت راستی یا دروغ من هر کاری که انجام بدهم در کائنات ثبت می‌شود. خداوند این کارها را ثبت می‌کند یا فرشتگان یا این انرژی حافظ و ناظر بر این اعمال است و حتماً حتماً متعهد بودن هم ثبت می‌شود اگر من بتوانم عهدی که می‌بندم انجام دهم این بذر تعهد ثبت می‌شود و کائنات انرژی به من خواهند داد و حتماً این اتفاق می‌افتد ولو اینکه من نذر کنم که اگر کمک راهنمایی قبول بشوم فلان کار را انجام می‌دهم ما گاهی این‌گونه نذر می‌کنیم که ابتدا آن فعل انجام شود بعد ما پرداخت کنیم حتی کائنات با ما دست به معامله می‌زند که ببیند ما چه‌کاره هستیم و صبر می‌کند تا ببیند من متعهد هستم و وفای به عهد می‌کنم اگر باشم اتفاق بعدی صورت می‌گیرد اگر شکرگزار باشم اعتبارم افزایش پیدا می‌کند و جایگاه من حفظ می‌شود که چیز بزرگ‌تر از خدا بخواهم و اگر هم متعهد نباشم آسیب می‌بینم و جوابش را از کائنات می‌گیرم در قرآن هم در سوره‌ای اشاره‌شده کسانی که وفای به عهد نمی‌کنند لکه‌ای سیاه بر آینه‌ی وجودی آن‌ها ثبت می‌شود و گناهی است که شاید خیلی ملموس نباشد ولی کم‌کم من را به تاریکی می‌کشاند من سفر دومی شاید الآن مواد نزنم اگر حواسم نباشد ذره‌ذره لکه‌هایی در درون من به وجود می‌آورد که دوباره سر از جاده خاکی دربیاورم. مسلماً چیزی که متوجه شدم متعهد بودن و عدم تعهد به‌شدت ارتباط مستقیم با صعود و نزول من دارد و می‌توانم در این هستی معتبر باشم و به خودم اعتبار ببخشم. در قدیم یک تار سبیل شخصی ارزش داشت قطعاً آن تار سبیل نمادی از اعتبار طرف بود ما هم حتماً می‌توانیم آن اعتبار را ایجاد کنیم و ذره‌ذره اعتبار خود را افزایش دهیم.

ما درکنگره این موضوع را نداریم که اگر چکی که داده‌شده موجودی نداشت برگشت بزنیم اینجا حرکت ما در جهت آگاهی است. آقای اشکذری می‌فرمود که ما باید شکارچی باشیم کسانی که را به  لژیون سردار دعوت کنیم؛ مانند شکارچی‌ها و این یعنی اینکه افراد را از اعماق تاریکی شکار کنیم که ببیند چقدر خوب است و این قسمت تعهد که اعضا کردند باید شکارچی باشیم و تعهدی که کردند نشود اهریمن و باعث شود که عهد خود را بشکنی آقای مهندس راه را هم گذاشته‌اند که حتی اگر پشیمان شدید می‌توانید برگردید و پول خود را بگیرید اما ما می‌خواهیم کمک کنیم که در مسیر روشنایی کسانی که تعهد کرده باید به آن‌ها کمک کنیم که خودشان به خودشان بد نکنند. اگر به تعهد خود عمل نکند به خود آسیب‌زده ما باید کمک کنیم تا حس طرف مقابل هم بد نشود.

ما اعضای لژیون سردار وظیفه‌داریم که در مورد چیزی که می‌خواهیم صحبت کنیم عملی هم داشته باشیم. لژیون سردار قلب تپنده شعبه به‌حساب می‌آید.


مشارکت مسافر محترم، اقا علی نگهبان جلسه :

ممنونم از همه که به من اجازه داده‌اند این جایگاه را تجربه کنم و از خانم دبیر تشکر می‌کنم که قراراست در این جلسات بنده را یاری کنند. حتماً در این جلسات آموزش‌های زیادی وجود دارد. تشکر از خانم جمالی اسیستانت محترم بابت جشن همسفر بسیار حس زیبایی بود و سبک تزیین این حس را در من به وجود آورد که دو انسان متفاوت به این جایگاه رسیده‌اند و قرار گرفتند و قاب بسیار زیبایی بود. و با دیدن این عکس‌ها دوستانم باورشان نمی‌شد این مکان افراد حال خراب را به تعادل و شادابی می‌رساند چون ما که در اینجا قراردادیم تصور دیگری از اعتیادداریم اما افراد بیرون ازاینجا درک این موضوعات کمی برایشان دشوار است حتی خود من هم روزهای اول برایم ورود بسیار سخت بود من که برای درمان خودم آمده بودم نمی‌خواستم دیگران متوجه شوند چه خبر است ولی امروز باافتخار می‌گویم به نقطه‌ای رسیدم که گفتم اگر در دامغان شعبه‌ای باشد من با تمام وجودم هستم حتی حاضرم شعارنوشته‌ای را بالای سرم بگیرم و در پارک بایستم و بگویم که من درمان شدم اگر کسی می‌خواهد درمان شود می‌توانم کمکش کنم این شجاعت را کنگره به من داد این شجاعت را قبلاً نداشتم یک آدمی بودم که بسیار ظاهرسازی می‌کردم و سعی می‌کردم آن چیزی که در درونم نیست را نشان بدهم و اصلاً عریان نبود و رفتار خود را مدیریت می‌کردم و خدا را شکر می‌کنم.

درکنگره یاد گرفتم که همه اعمال ما آن چیزی که ما می‌بینیم نیست. همه اتفاقات لایه‌های دیگری دارد. مثلاً وقتی یک صفحه سفید می‌بینیم اول فقط آن صفحه سفید را می‌بینیم درصورتی‌که لایه‌های زیادی دارد و تصویر اولیه هست پشت آن چیزهای زیادی وجود دارد. بعد به‌جایی می‌رسیم که متوجه موضوعی می‌شویم که این فقط برای درک راحت‌تر مسئله بوده وقتی کار ارزشی و یا ضد ارزشی انجام می‌دهیم آن لایه کنار می‌رود و بعد با یک فاجعه و یا با یک خوشبختی روبروی می‌شویم. در مورد وفای به عهد هم همین‌طور ما آقایان وقتی اسم تعهد می‌آید اولین مسئله که برای ما مطرح می‌شود این است که آیا من نسبت به خانواده، کارم و ... متعهد هستم؟ فایل‌بندی می‌شود که متعهد هستم یا خیر. تعهد در زندگی لایه‌های زیرین آن کجاست؟ ما آیا به همسفر تعهد داریم؟ من امروز متوجه شدم که این تعهد به خود من است و این تعهد خیلی بالاتر از تعهد به همسفر است به‌عنوان یک انسان درست، کاری را بکنم یا نکنم مهم نیست در شراکت یا به هم‌سفرم خیانت کنم یا نکنم، ما فکر می‌کنیم به آن‌ها خیانت می‌کنیم ولی درواقع به خودمان بی‌احترامی و خیانت می‌کنیم. در رسم و رسوم ما هست که به دیگران احترام بزار تا به تو احترام بزارند خیلی حرف قشنگی است من فکر می‌کنیم وارد لژیون سردار شدم و به کنگره کمک کردم من به‌جرئت می‌گویم و لمس کردم که من برای اولین بار پول به خودم دادم قبل از کنگره کارهایی می‌کردیم الآن جی شده که حسم عوض‌شده از کارم. واقعاً درک می‌کنم که به خود واقعی خودم کمک کردم و پول دادم این وفای به عهد، وفای به عهد به کنگره نیست واقعاً خدا را شاکرم که این دیدگاه را پیدا کردم که برای خودم قدم برمی‌دارم من کنگره نمی‌آیم به خاطر دیگران و یا اینکه راهنما من را ببیند و خوشحال شود من کنگره می‌آیم به خاطر خودم تا یاد بگیرم خودم را بسازم این پول را برای شناژ خودم دادم برای ساختمان پول ندادم هزینه کردم تا پایه‌های خودم محکم شود ستون‌های شخصیت خودم را بسازم و این تمامی ندارد و این در ذهن من بود که وقتی ساختمان تمام شد دین ما هم تمام می‌شود؟  نه تازه شروع‌شده است ما آمدیم دنیایی را تغییر بدهیم نه اینکه  استان سمنان را تغییر بدهیم همان‌طور که دنیا ما تغییر کرده. در هر محیطی نگاه می‌کنیم می‌بینیم تاریکی رسوخ کرده و هر مجموعه یک ایدئولوژی دارد برای خودش تا کارش را پیش ببرد. کار گروهی می‌خواهد انجام شود اگرچند عضو خیانت کنند عدم درایت یا عدم مدیریت دارد به نفع خودش کارهایی انجام می‌دهد و به ساختار آسیب می‌زند از بیرون وقتی کسی نگاه می‌کند با ایدئولوژی گروه کاری ندارد می‌گوید این گروه از خط خارج‌شده و اشتباه می‌رود و بازخورد منفی دارد حتی دید افراد نسبت به اعضا هم‌تغییر می‌کند. باید اهداف ما رو به مثبت پیش برود.


مشارکت مسافر محترم، آقا کوروش:

سؤالی مطرح شد که دو کفه ترازوداریم که یک‌طرف کنگره و طرف دیگر خانواده‌ای که به دلیل مشکلات مالی زیاد نیاز به کمک دارند؟

ما همیشه در حال دریافت انرژی‌های  مثبت و منفی هستیم. باید دو کفه ترازو را به یک‌میزان نگه‌دارم و در حدی تعهد کنم که بتوانم کفه دیگر ترازو را متعادل نگه‌دارم. عهد و پیمان بستن در کائنات هم ثبت می‌شود. نباید عهد و پیمان خود را بشکنیم. ما فقط یاد می‌گیریم بخشنده باشیم و اگر عهدی می‌بندیم به آن پایبند باشیم. یاد بگیریم ارزش‌ها را که چگونه انجام دهیم و چه تأثیری در زندگی ما دارد.


مشارکت ایجنت محترم، آقا رضا:

همان‌طور که می‌دانیم انسان‌ها یک خصلت دارند که نمی‌توان گفت خوب یا بد است. اصولاً انسان‌ها فراموش‌کار هستند. اصلاً وقتی ما نتیجه نمی‌گیریم به دلیل این فراموش‌کاری‌هاست. ره‌جو وقتی اول وارد کنگره می‌شود خیلی با خودشان و راهنمای خود عهد می‌بندند که هر چه شما بگویید گوش می‌دهم و هر کار بگویید انجام می‌دهم جلسات اول هم خوب می‌آیند بعداً می‌بینیم از ده تا دو سه تا از ره‌جوها به نتیجه می‌رسند و بقیه به نتیجه مطلوب نمی‌رسند و این به خاطر همین فراموش‌کاری ما انسان‌هاست که چه عهدی بستیم. ما در اول مدرسه همیشه قول می‌دهیم که خوب درس بخوانیم و تکالیف را خوب انجام دهیم ولی بعد فراموش می‌کنیم. این فراموشی گاهی هم خوب است زمانی که ما عزیزی را از دست می‌دهیم این فراموشی اینجا به کمک ما می‌آید، پس فراموشی در تعادل که باشد بسیار خوب و بجاست. اگر این فراموشی نباشد خیلی از مشکلات را به وجود می‌آورد. این لژیون سردار هم همین است آن عهد و پیمانی که بستیم و آن شور و حال که ابتدا داشتیم در ادامه هم داشته باشیم. فکر می‌کنم اگر آن شور و حال را بخواهیم داشته باشیم دوای آن همین جلسات است در کنار آن عهد و وفایی که بستیم به ما کمک می‌کند تا کهنه و قدیمی نشویم و یادمان نرود اگر جلسات را منظم شرکت کنیم و سروقت حضورداشته باشیم خیلی به ما کمک می‌کند تا تعهدات و عهد خود را اجرا کنیم. اگر این جلسات نباشد ما فراموش می‌کنیم و کم‌رنگ می‌شود و فراموش می‌شویم نتیجه هم مانند همان ره‌جوهایی می‌شود که اول عهد و پیمان را می‌بندند و عمل نمی‌کنند. امیدوارم در جلسات دقیق و به‌موقع حضورداشته باشیم تا روزبه‌روز قوی‌تر شویم. راهنماها به اعضای لژیون متذکر شوند که تعهدی بستن را وفا کنند. 30 درصد تعهد بوده اگر جمع نشود به مشکلاتی برمی‌خوریم. کسی که تعهد و پیمانی بسته و عمل‌نکرده در عذاب است. کسی که تعهد نکرده که عذاب نمی‌بیند ما باید کمک کنیم که دیگران عذاب نبینند؛ و افرادی را مسئول کنیم که به فرد کمک کنند تا شخص عذاب نبیند. باید گزارش تعهدات به لژیون سردار داده شود.



مشارکت مسافر محترم، آقا کاظم:

اگر بخواهیم در مورد وفای به عهد و تعهد کلی صحبت کنیم ازنظر کلی اعتبار فرد است. در سمنان مثالی هست که می‌گوید: کسانی که در بازار اعتباری ندارند سر بازار بگویند کبریت آخر بازار (پهنه) مغازه‌دارها مغازه خود را تعطیل می‌کنند. آن‌هایی که تعهد ندارند خالی هستند و اعتباری ندارند. من خودم در کاری بودم که بدون سرمایه توانستم کشتارگاهی را بچرخانم و این به خاطر وفای به عهدی که نسبت به شغلم داشتم.

مشارکت کمک راهنمای محترم، آقا فرزاد:

من قبلاً بسیار آدم بدقول و بدحسابی بودم. خیلی از مواقع وقتی اعتیاد را درمان می‌کنیم در مسیر درمان متوجه خیلی از مشکلات و مسائل می‌شوم که می‌بینم ریشه دارد. الآن خیلی بهتر شدم و رشد کردم. این وفای به عهد در مورد اینکه اعتباری که نزد دیگران می‌تواند داشته باشد خیلی تحت تأثیر آن است که حرفی که می‌زنیم بتوانیم عمل کنیم اما وجه دیگری دارد آن اعتباری است که پیش خودش و در ناخودآگاه خودش دارد اگر به خودم بگویم کاری را انجام بدهم و آن کار را انجام بدهم در ناخودآگاه خودم آن باور در خودم به وجود می‌آید که من می‌توان آن کار را انجام بدهم و آن چیزی که در ناخودآگاه خودم شکل می‌گیرد مهم‌ترین مسئله است باورم همه‌چیز را به وجود می‌آورد و باور دیگران را هم نسبت به خودم به وجود می‌آورد. ما باید درمان خود را در مسیر خودمان ادامه بدهیم. من قبلاً خیلی بی‌تناسب تعهد برمی‌داشتم اصلاً به میزان توانایی خودم توجه نمی‌کردم و وقتی نمی‌توانستم انجام دهم در ناخودآگاه خودم به این نتیجه می‌رسیدم که من نمی‌توانم کارهایی را انجام بدهم پس آدم ضعیفی هستم. اگر من باور کنم که انسان ضعیف یا بدقولی هستم هیچ‌کس نمی‌تواند من را تغییر دهد به جزء خودم. پس باید تعهداتی بردارم که بتوانم آن‌ها را عملی کنم. اگر به  حضور به‌موقع در جلسات پای بند باشیم حس خوبی به ما می‌دهد. تعهد نسبت به لژیون سردار به نظر من این نوعی تعهد به آینده مالی خودم است. برای اینکه عضویت در لژیون سردار داریم تعهد می‌دهیم که توانمند باشیم وقتی این قرار را با خودم می‌بندم که توانمند باشم به آن عمل می‌کنم اگر بخواهم سال دیگر هم عضو لژیون سردار باشم قطعاً سال آینده باید توانمندتر باشم. وقتی تعهدی را برمی‌داریم آن انرژی و پتانسیل در درون خودش هست و گاهی اطلاعی از آن انرژی و پتانسیل ندارد و دیده نمی‌شود. این تعهد به ما کمک می‌کند که قوی باشیم و قوی بمانیم.

مشارکت اسیستانت محترم، خانم سمانه:

وفای به عهد می‌تواند نسبت به خودم، خانواده، جامعه، فرزندانم و پیمانی که نسبت به شالی که دارم بستم و خیلی چیزهای دیگر می‌تواند باشد. وقتی‌که ما در تاریکی اعتیاد بودیم  زمانی می‌رسید که نذر می‌کردیم که اگر مسافرم خوب شد فلان کار را می‌کنم و عامیانه شده بود ولی زمانی که آن کار انجام می‌شود یادمان می‌رود و عهد و پیمانی که بسته ایم را فراموش می‌کنیم و در کائنات هم جواب این عدم وفای به عهد را خواهیم گرفت طوری جواب را دریافت می‌کنیم که از ناکجاآباد سر درمی‌آوریم. وقتی جایی قسطی خرید انجام می‌دهم فرد بگوید که این شخص خوش‌حساب است بسیار مهم است چون من آن عهدی را که بستم انجام دادم. ولی اگر این‌طور نباشد و من عهدشکنی کنم هیچ‌کس اعتماد نمی‌کند و اعتبار خودم را از دست خواهم داد. هنر این است من خوش‌حساب باشم و به عهدی که بستم وفادار باشم. طبق این دستور جلسه ما باید راه‌حلی پیدا کنیم که تعهدات و پیمانی که هم‌سفران و مسافران انجام دادند را چگونه دریافت کنیم. طبق دستور شرح وظایف باید کمک راهنماها به اعضای لژیون یادآوری کنند که تعهد کردند باید پرداخت کنند و پیگیری کند چون یک راهنما در بیشه خود راحت‌تر می‌تواند گوشزد کند. تشکر می‌کنم بابت ابراز محبت شما در مورد جشن همسفر. یکسری تفکرات و ایده‌هایی در ذهن هست که یواش‌یواش دارد رشد پیدا می‌کند ولی مهم این است که ایده و نظر در ذهن وجود داشته باشد که بتوانم آن تصویر و آن جرقه را پیاده کنیم. خیلی مهم است باید هدف و ایده داشته باشیم تا بتوانیم دنبال کنیم.

فایلی را گوش می‌دادم که مطلبی برایم جالب بود اینکه هر هدفی که دارید یادداشت کنید که تعهد می‌کنم در این دوره از خدمتم این تعهدات را انجام می‌دهم وقتی این نوشته مدام جلوی چشم من باشد به آن انرژی می‌دهم و تلاش می‌کنم که تعهدات را به بهترین شکل انجام دهم. همان‌طور که می‌دانیم آقای مهندس می‌فرمایند: پیمانی که بسته‌اید را روی دیوار بزنید و ببینید کجا بودید و الآن کجا هستید؟ هدف شما چیست و به کجا می‌خواهید برسید؟ این می‌تواند به همه کمک کند که در ادامه پررنگ‌تر باشیم و در هر جایگاهی که هستیم بدرخشیم و این درخشش بسیار مهم است؛ که آن وظیفه‌ای که به ما محول شده به بهترین شکل ممکن انجام دهد و به تعهد خود وفادار باشد.

 با احترام تهیه و تنظیم : همسفر راضیه ، دبیر جلسه

 



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی ...،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic