a وبلاگ نمایندگی سمنان - دلنوشته همسفران کوچک ...
از اینکه از وبلاگ سمنان بازدید نموده اید، متشکریم. با احترام علی عربی - شما هم می توانید برای درمان قطعی اعتیاد و سیگار به کنگره ۶۰ نمایندگی سمنان مراجعه نمایید.آدرس : سمنان ،بلوار حکیم الهی (محلات) ،شماره تماس: 09361047633 علی عربی
دلنوشته همسفران کوچک ...
شنبه 26 دی 1394 ساعت 21:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر الهه | ( نظرات )


دلنوشته های همسفران کوچک نمایندگی سمنان



حالا که فکرش را می کنم می بینم خیلی خوب شد که پدرم راه کنگره 60 را پیدا کرد. من از اینکه او این راه را به دست آورد و آن را ادامه داد خیلی خوشحالم.برای اینکه الان ما داریم با هم زندگی خوبی را ادامه می دهیم.

موقعی که پدر من تخریب داشت زندگیمان اصلا خوب نبود و ما از آن راضی نبودیم. آن موقع چند بار هم پدر و مادرم با هم دعوا کردند.

یکی از بستگان ما راه  کنگره 60 را به پدرم نشان داد و پدرم به آنجا رفت و سفر خود را با راهنمایی راهنمای خوبش آقای حافظی شروع کرد و ادامه داد و خوب هم شد.

در اینجا جا دارد که من اول از خدای متعال و بعد از جناب مهندس تشکر کنم که این راه را جلوی پای ما قرار دادند تا پدرم بتواند از دام اعتیاد رها شود و تشکر دیگر من از آقای حافظی کمک راهنمای پدرم است که توانست با کمکهای زیادش و تاثیر گذاشتن زیاد روی پدرم او را از اعتیاد جدا کند.

در حال حاضر پدرم یکی از راهنماهای کنگره 60 است و  به کسانی که می خواهند از دام اعتیاد رها شوند کمک می کند. من از همه آنهایی که در اعتیاد قرار دارند تقاضا می کنم که اگر از این راه باخبرند به کنگره بیایند و سفر خود را شروع کنند و از دام اعتیاد رها شوند.

همسفر میلاد یحیائی


 

این تاریکی مرا گرفته بود،چون اعتیاد پدرم مثل یک غم بزرگی در زندگیمان افتاده بود. این وضعیت پدرم دلم را روز به روز تاریک و تاریکتر می کرد و هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد. یک سال،دو سال،سه سال تا اینکه به ده سال کشیده شد و یاشاید هم بیشتر.

 من از این تاریکی متنفر بودم چون بین من و پدرم جدایی می انداخت تا اینکه خداوند متعال کنگره 60 را در سر راه من و مادرم قرار داد و کم کم پدرم هم به کنگره آمد و با دستوراتی که راهنمایش به او می داد این تاریکی ذره ذره از زندگی ما خارج می شد و زندگی ما رو به روشنایی می رفت.

 یک ماه دو ماه سه ماه تا اینکه رسید به سیزده ماه و من و پدر و مادرم از این تاریکی بیرون آمدیم و الان هم خانواده ما شکرگزار کنگره 60 هستیم چون که روشنایی را به زندگی ما هدیه کرده است.

همسفر مهسا




سلام  دوستان  امیر محمد هستم ، همسفر یاسر؛

یادمه اون موقع ها ، بابام همش تو پارکینگ بود یا بیرون از خونه و هیچ وقت در کنار ما نبود.اگر که هم میومد با مامانم دعوا می کرد. اصلا زندگی خوبی نداشتیم.سرکار نمی رفت و حالش خیلی بد بود ، همش مامانمو اذیت می کرد ...اما حالا خدا را شکر زندگی خوبی داریم. الان بابام سرکار میره ، خیلی خوش اخلاق شده ، به مامانم خیلی کمک می کنه. ما را خیلی دوست داره به بابام افتخار می کنم و من هم خیلی دوستش دارم. از راهنمای بابا و مامانم خیلی تشکر می کنم.


تهیه گزارش؛
همسفر الهه
نمایندگی سمنان
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب Share
مرتبط با: دلنوشته ...، همسفران ...،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نیما شنبه 3 بهمن 1394 01:15
سلام
دلنوشته بسیار زیبایی بود
واقعا تنها تلاش خالصانه میتونه همچین شاهکارهایی بوجود بیاره
شیوه نگارش و بیان دلنوشته بسیار عالی بود
ارزوی سربلندی برایتان دارم
رضا ربیعی یکشنبه 27 دی 1394 12:06
ماشاالله به این همسفران کوچک .چقدر همگی خوب نوشتید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات