a وبلاگ نمایندگی سمنان - کارگاه آموزشی عمومی ...
از اینکه از وبلاگ سمنان بازدید نموده اید، متشکریم... شما هم می توانید برای درمان قطعی اعتیاد و سیگار به کنگره ۶۰ نمایندگی سمنان مراجعه نمایید.آدرس : سمنان ،بلوار حکیم الهی (محلات) ،شماره تماس: 09361047633 علی عربی
کارگاه آموزشی عمومی ...
سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت 08:00 | نوشته ‌شده به دست محمد حسینی | ( نظرات )
استاد جلسه: مسافر قاسم حافظی

نگهبان جلسه: مسافر نعمت حسینی

دبیر جلسه: مسافر سید محمد حسینی

مرزبان کشیک: آقای نادر ارمغانی

دستور جلسه: چگونه شکرگزاری می کنم ؟ OT

لژیون خدمت گذار: لژیون سوم.آقای جمالی

جلسه اول_دورسی و دوم _ روز های یک شنبه

در ادامه مراسم تجلیل و قدردانی از کمک راهنمای محترم جناب آقای میثم جمالی و جشن دومین سال رهایی سیگار ایشان برگزار گردید.





جلسه اول از دور سی‌ دوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی سمنان روزهای یک‌شنبه با استادی مسافر آقای " قاسم حافظی" و نگهبانی  مسافر آقای نعمت حسینی و دبیری مسافر  آقای سید محمد حسینی با دستور جلسه "چگونه شکرگزاری می کنم ؟ OTدر تاریخ 95/09/14 رأس ساعت آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد :

خداوند را شاکرم که فرصت داد تا در این جایگاه خدمتگزار باشم . به مهمانان عزیز خوش‌آمد و خیرمقدم عرض می‌کنم.

برای خیلی از ما اتفاقاتی رخ می‌دهد که شاید ندانیم که چگونه این اتفاقات واقع‌شده است.مانند مکان خوبی که برایمان فراهم‌شده.یک مکان خوب و مرتب.شربت هم از ابتدا که وارد بحث درمان شد،با دردسرهای فراوانی همراه بود.خوب به یاد دارم که وقتی با پروژه شربت موافقت شد جناب مهندس همان لحظه سجده شکر بجا آوردند و این برای ما خیلی مهم و باارزش است.من خودم با اپیوم سفر کردم ،مشکلات و دغدغه‌های زیادی برای تهیه داشتم.تریاک به‌عنوان یک ماده ،کم‌خطر، کم عارضه ،فوق‌العاده قوی،و درعین‌حال باراندمان ترین دارو محسوب می‌شود.ازنظر من بی‌دغدغه‌ترین کالا است.بااینکه دوستان فروشنده زیادی داشتم ،زمانی که در پروسه درمان قرار گرفتم ،اصلاً دوست نداشتم هیچ‌کدام را ببینم.وقتی بازی در آگاهی را شروع کردم سعی کردم همه‌چیزم مرتب و منظم باشد.در سفر اول در مقطع یک گرم بیست روز، دو پله خیلی بد گذشت .چون دارویی که در این مقطع استفاده کردم با قرص ترکیب‌شده بود.در انتهای سفرم که خیلی مهم و ارزشمند است ،بد بودن دارو یا اپیوم باعث شد که نگاهم به درمانم تا حدودی بد شود.خدا را شکر الآن شربت راداریم که دارویی فوق‌العاده مناسب است.دیگر دغدغه‌های زیادی را نداریم .با نامه به کلینیک می‌رویم ،مرتب و منظم ،دارو را می‌گیریم.اندازه مشخص‌شده ،وعده‌های تنظیم‌شده.این موارد خیلی مهم است و باید شکرگزار و قدردان این موضوع بود.من زمانی می‌توانم شکرگزار خالق  باشم که یاد بگیرم از مخلوق خدا  شکرگزار باشم.امیدوارم در این قاعده همه ما بازیگر باشیم وبتوانیم شکرگزار باشیم.

امروز جشن قدردانی یکی از کمک راهنمایان بسیار خوب شعبه سمنان را داریم.آقا میثم، تا آنجا که من مطلع هستم زمانی که در لژیون من بود و بازیگری را شروع کردند ،از همان روز اول تکاپو و جنب‌وجوش بالایی داشتند .وبلاگ لژیون را ایشان راه‌اندازی کردند و خدمات ارزنده‌ای در شعبه داشتند.هرجایی که نگاه می‌کنم آقا میثم دستی بر قضا داشتند.وقتی شال گرفتند و به درجه کمک راهنمایی نائل شدند ،شاگردان بسیار خوبی را پرورش دادند.درکنگره همیشه کیفیت مدنظر است.آقا میثم واقعاً دوست‌داشتنی هستند.حلقه ره‌جو و راهنما (پیوند محبت)همیشه بین ما برقرار بوده و هست.سطح آموزش در لژیون آقا میثم همیشه بالا بوده که از موارد خیلی مهم محسوب می‌شود.گاهی خودم در یکسری از موضوعات از آقا میثم کمک می‌گرفتم.من این روز قشنگ را به آقا میثم تبریک می‌گویم.به‌تمامی اعضاء شعبه تبریک می‌گویم.در رأس به جناب مهندس ،خانم آنی و استاد امین هم تبریک می‌گویم.

از اینکه به حرف‌های من گوش کردید متشکرم.

 

خلاصه سخنان جناب آقای کامران رک راهنمای محترم درمان سیگار:

سلام دوستان کامران هستم یک مسافر.با عرض تبریک خدمت شما دوستان و عرض تبریک و خدا قوت خدمت آقای حافظی و ایجنت محترم و مکان جدید را تبریک می‌گویم و امیدوارم هرچه زودتر مکان بزرگ‌تری را خریده و حس تملک یک مکان برای خودتان را تجربه کنید .

همگی ما وقتی وارد کنگره می‌شویم یک خصوصیت مشترک داریم و آن مصرف مواد مخدر است و برای تغییر صفت اعتیاد وارد کنگره می‌شویم و تصویر ذهنی‌مان این است که این صفت را ترک کنیم ،دنبال تغییر دادن این صفت نیستیم ،می‌آییم جهت ترک کردن این صفت . کسی که الآن وارد کنگره شده حرف‌های ما برایش معنایی ندارد و به این فکر می‌کند فردا که از خواب بیدار می‌شوم چه‌کار کنم که مواد مصرف نکنم. جلوتر که می‌آییم متوجه می‌شود که داستان،داستان تغییر دادن این صفت است و به تعادل رساندن جسم و روان است . اعتیاد یک پکیج است که تمام خصوصیات زشت رفتاری را دارا می‌باشد . آدم جانی فقط جانی است ،قاتل فقط قاتل است، دزد فقط دزد است همه این‌ها فقط یک خصوصیت دارند اما یک معتاد هم می‌تواند دزد و هم می‌تواند قاتل  باشد و هم .....

حال من به‌عنوان یک مسافر وارد کنگره می‌شوم و روزی هم به رهایی می‌رسم و تنها کاری که انجام داده‌ام توانسته‌ام مصرف‌کنندگی مواد مخدر را کنار بگذارم همین و بس . اگر در کنارش جهان‌بینی و روان ‌تغییر نکند من فقط مصرف‌کننده‌ای بودم با یک سری از خصوصیات رفتاری دروغ‌گویی، دزدی و هزاران چیز دیگر و باعلاقه به سیگار کشیدن ،قلیان کشیدن و پیپ کشیدن و حالا وارد کنگره شده یازده ماه سفر کردم و از مهندس رهایی را گرفتم ولی من هنوز آن خصوصیات ضد ارزشی رادارم . وای به حال آن شخصی که خانواده‌اش بگویند خوش به حال آن زمانی که مصرف‌کننده بودی آن موقع که مصرف می‌کردی خیلی حالت بهتر بود دلیلش چیزی نیست جز عدم تحول آن صفت گذشته .

یکی از آن صفت‌های گذشته سیگار است نیکوتین و مصرف دخانیات است . ما درکنگره می‌گوییم تغییر تبدیل و ترخیص

امروز روز ترخیص آقای میثم است ترخیص به معنای ترخیص نه به معنای اجبار ترخیص . یک سری از انسان‌ها را باید اجبار به ترخیص کنند یک سری از انسان‌ها را می‌گذارند مانند میوه روی درخت تا برسد و ترخیص شود اما یک سری از میوه‌ها را باید به‌زور بکنیم ،همه این‌ها با یکدیگر خیلی متفاوت است . به‌حکم بنیان‌گذار کنگره چهار سال خدمت در جایگاه کمک راهنمایی باید انجام دهد تا خصوصیاتش در این مدت تغییر کرده و تبدیل‌شده و درنهایت ترخیص شود . اگر من ترخیص نشوم حتی اگر سال‌ها کمک راهنما هم باشم و رهایی هم داشته باشم اما چه فایده من هنوز سیگار می‌کشم هنوز هزار کار ضد ارزشی انجام می‌دهم و این نشان‌دهنده این است که من هنوز به ترخیص نرسیده‌ام .

در صحبت‌ها کاملاً مشخص است وقتی خیلی از افراد متفق‌القول از یک موضوعی خوب تعریف می‌کنند دیگر داستان،داستان این نیست که بخواهند چیزی بگویند که آن شخص خوشش  بیاید و نشان‌دهنده این است که آن شخص کار خودش را خوب و درست انجام داده است و نتیجه‌اش را اول خودش می‌بیند و بعدازآن دینی که بر گردنش است را ادا کرده است .

من اگر شاگردی پیشم می‌آید وظیفه‌ام آن است که او را برای کنگره پرورش دهم و اگر غیرازاین باشد دودش در چشم خودم خواهد رفت و بعد ضربه ایست که به مجموعه می‌زنم.

میثم عزیز زمانی که یک گرم ده روزبه بعد را هر چهارشنبه به تهران می‌آمد و در جلسات جهان‌بینی شرکت می‌کرد اکتیو بود و هر جا که باید ،حضور داشت . زمانی که جبری برای سفر سیگار وجود نداشت میثم خیلی آماده آمد و گفت من می‌خواهم سفر سیگارم را شروع کنم .سفر سیگاری که پشتوانه آن دو سال و نیم ترک سقوط آزادی بود و مهندس فرمود اگر می‌خواهی سفر سیگار را شروع کنی شرایطش آن است که باید سیگار بکشی و این کار هرکسی نیست و به ایمان نیاز دارد.تبریک می‌گویم به میثمی که انجام‌ها را انجام داده است و زحمتی که باید را کشیده است . بودن ما در اینجا قطعاً به خاطر پیوند محبتی است که بینمان وجود دارد .

 امروز روز بسیار فوق‌العاده است رهایی سیگار و مواد مخدر من هم در همین روز است و رهایی جناب مهندس هم در همین روز است . روز پانزده آذر 78 اولین روزی است که یک نفر در کائنات به درمان اعتیاد رسیده است .امیدوارم خداوند برایش شرایطی را به وجود بیاورد که بتواند در این مسیر حرکت کرده و خدمت بکند  . به هم‌سفرش تبریک می‌گویم . به راهنمای عزیزش جناب آقای حافظی هم تبریک می‌گویم .امیدوارم وقتی این میوه می‌افتد دانه‌ای خیلی خوب در دل این شعبه کاشته شود و این وظیفه ماست که این درخت را پربار کنیم . ممنون از اینکه به سخنان بنده گوش کردید.

اعلام سفر آقای جمالی: مدت تخریب 15 سال. انتی ایکس 35 نخ سیگار در روز ، مدت سفر 11ماه ، نام راهنما آقای کامران رک داروی درمان آدامس نیکوتین ، مدت رهایی  دو سال .

خلاصه سخنان آقای جمالی:

کالایی که هیچ‌کس بهایی برایش حتی سکه سیاهی هم نمی‌داد،اگر الله بخواهد با طلا برابری می‌کند.
مهم نیست که این به سود یا ضرر خریدار و یا فروشنده باشد ، مهم این است که کالای بی‌قیمت دیروز بسیار بها یافته و دست ‌به‌ دست ،دهان ‌به ‌دهان ، بلاد به بلاد برود و عرضه بشود ، اما این را خداوند خواست که عرضه  از جانب خودش حکمش صادر بشود .
به عبارتی مهم نیست روی پرده چه کسانی نمایش می‌دهند مهم آن است که پشت پرده چه کسی فرمان می‌دهد و مآموران خود را برای انجام این عمل عظیم گسیل می‌دهند و این همان آخر امریست که اول اجرا می‌شود.

سلام دوستان میثم هستم یک مسافر.

الهی تا جهان باشد به دولت در جهان باشید 
الهی از بلاهای دوعالم در امان باشید

    الهی رخت بربندد  زدنیایت غم و غصه     
 چو البرز و دماوندش همیشه سربلند باشید

متشکر از دوستانی که خوبی‌های خودشان را به بنده نسبت دادند . امروز خیلی خوشحالم امروز بیشتر از روز رهاییم و بیشتر از روز کمک راهنما شدنم خوشحالم . بیشتر از روز رهایی رهجویانم و روز کمک راهنماشدنشان و مرزبان شدنشان خوشحالم چون برای اولین بار میثم توانست در زندگی خطی را نقطه پایان بگذارد و کاری را درست انجام داده و به اتمام برساند . برای این کار خیلی زحمت کشیدم تا بتوانم به جایگاه برسم نه بابت جایگاهش بابت ارتقا یافتن خودم و بنابراین خیلی تلاش کردم . در تلاش‌های خودم همیشه یک قانونی برای خودم در نظر گرفتم که اسمش را گذاشتم قانون تهاجم یا اصل یورش همیشه این مدنظرم بود و با خود می‌گفتم برای حمله و یورش همیشه روی نداشته هایم باید حساب بازکنم چون روی داشته‌هایم نیروی بازدارنده و دشمن حساب بازکرده است همیشه از نداشته هایم کمک گرفتم مثل بیکاریم بی پولی نداشتن سلامتی . همیشه به خودم گفتم : میثم اگرازتو نپرسیدن اما تو از خودت بپرس آیا تو در دوره مهندس دژاکام بودی ولی مشکلت رو حل نکردی و از این حیات رفتی ؟
آیا تو با مهندس دژاکام عکس یادگاری گرفتی اما به یاد مشکلات خودت نیفتادی و از این حیات رفتی ؟
 آیا من توانستی مشکلاتت را حل کنی یا نه و از این حیات رفتی ؟
برای قانون حمله ام نیاز به سرباز برای جنگ بود و من تلاش کردم سرباز خوبی باشم سرباز خوبی برای اشعث. ازآنجا که ما همه سربازان اشعث هستیم و سربازان اشعث می آیند تا کمک کنند به فرمانده شان و من همیشه سعی کردم سرباز باشم و بهترین سرباز باشم یعنی خدمتگذار خوبی برای کنگره 60. و امروز مزد زحمات و خدماتم را گرفتم .
امروز خستگی یک دهه اعتیادم دررفت .
امروز خستگی 15 سال سیگار کشیدنم دررفت .
امروز خستگی 7 سال حضورم در کنگره 60 در رفت.
امروز خستگی چهار سال کمک راهنماییم دررفت .
منِ میثم هیچ بودم آمدم به کنگره  .من از بیکاری رسیدم به کارمندی . من از بی‌کسی رسیدم به برادر لژیونی داشتن . از بی پدری رسیدم به پدرلژیونی داشتن .از مفسد فی الارضی رسیدم به راهنمای آدم شدن انسان ها. هفت سال من یک روز در میان آمدم کنگره 60 و در این هفت سال فقط پنج جلسه غیبت داشتم  .3 بار کار عوض کردم تا بتوانم در لژیونم حضور داشته باشم اما اینها فقط برای حال خوش خودم بود . .
در این پررنگ کردن شال همه شما سهیم بودیم اما سه تا مرد در زندگی من بودند و هستند که همه امید من هستند و بیشترین سهم را در جایگاه امروزم دارند .
اولین مرد زندگیم همسفرمه که از من خیلی مردتر است . او فقط شروع اعتیادم با من نبود وگرنه در تمام دوران اعتیاد و درمان و خدمت در کنگره و لژیون پا به پای من همسفر بود ، با هم پیمان بست و کمک راهنما شدیم و با هم تحویل میدهیم .
دومین مرد زندگی‌ام آقای حافظی است راهنمای سفر dst  من هستند که همیشه همراهم بودند . هفت سال با هم زندگی کردیم . همیشه به پسرم میگم که خوشبحالت که پدرت راهنمایی مثل آقای حافظی دارد .
سومین مرد زندگی‌ام آقای کامران رک راهنمای سفر وایت من هستند . یک زمانی با هم سیگار می کشیدیم . یک زمانی کنارم بود در نقش رفیق اما امروز تاج سرم و راهنمام شده . خیلی دوستشون دارم و پیوند محبتی قوی بین ما دو تاست  .
از ایجنت محترم نمایندگی سمنان آقای ربیعی و مرزبانان خیلی خیلی تشکر می کنم  و تبریک میگم بهشون بابت چنین شعبه ای .
از همه شما ها می خوام که حلالم کنید .
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم ثمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
ادامه مراسم به روایت تصویر......






























تعداد تازه واردین: 1 نفر

حاضرین در جلسه: 88نفر

تعداد مشارکت‌کنندگان: 18نفر

موجودی سبد پول: 80هزار تومان

تهیه گزارش :مسافر محمد حسینی

ویراستار و عکاس : امین شهاب فر

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی ...، مراسم تجلیل ...،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرسجاد سه شنبه 16 آذر 1395 12:09
سلام وخواقوت به شما آقای جمالی و کمک راهنمای شما استاد حافظی.. به امید جایگاهای دیگر برای شماعزیز
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic